
برای تشخیص ابتلا به این اختلال، سه مورد (یا بیشتر) از موارد 15 گانه باید در 12 ماه گذشته وجود داشته باشد.
همچنین لازم است که از هر طبقه حداقل یک مورد در 6 ماه اخیر حضور داشته باشد (انجمن روانشناسی امریکا، 2013).
-
مشکلات کودکان مبتلا به اختلال سلوک
پرخاشگری، مشخصه بارز اختلال سلوک است که مشکلات رفتاری و هیجانی مختلفی را برای این کودکان و خانواده های آن ها ایجاد می کند. کودکان پرخاشگر مبتلا به اختلال سلوک، وقتی به دوران نوجوانی و بزرگسالی می رسند علائمی نظیر اضطراب و پرخاشگری علیه دیگران را از خود بروز می دهند و حتی ممکن است درگیر موارد دیگرکشی و اعتیاد شوند(هدگینز،2005).
به طور کلی پرخاشگری در سال های اولیه زندگی باعث به وجود آمدن مشکلات جبران نا پذیری از جمله خودپنداره ضعیف و افسردگی، (متسورا، 2009).
تکانشگری، بیش فعالی، عملکرد ضعیف تحصیلی و بسیاری از مشکلات دیگر می شوند.
-
پژوهش های انجام شده
تحقیقات نشان می دهد که یک سوم کودکان مبتلا به اختلال سلوک، افسرده هستند و بین حدود یک پنجم آن ها اضطراب دارند. در زمینه تحصیلی نیز این دسته از کودکان و نوجوانان مبتلا از کمبودهای تحصیلی رنج می برند. این افراد اغلب بی علاقه به مدرسه و فاقد اشتیاق به ادامه تحصیل هستند (اسدی، 1393).
علاوه بر ویژگی های فردی و خانوادگی، عواملی بیرون از چرخه خانواده وجود دارند که می توانند رفتار کودک را تحت تاثیر قرار دهند. ادبیات پژوهشی مربوط به این زمینه نشان می دهد که افراد دارای مشکلات رفتاری، مجموعه ای از عوامل اجتماعی نامطلوب، نظیر سطح اقتصادی پایین، بی ثباتی محل اقامت، زندگی در مکان های شلوغ و خشونت اجتماعی را در کارنامه خود دارند (مک کابی، هاگ و هازن، 2005).
به طور خلاصه عوامل خطر ساز برای احتمال به اختلال سلوک به صورت زیر می باشد:
متغیرهای محیطی
A) متغیرهای فرزندپروری
1- آستانه پایین سخت گیری
2- تمایلات آنتی سوشال
3- نظارت پایین
4- سایکو پاتولوژی والدین
B) گروه همسالان که به شدت به سن وابسته است
C)سطح پایین اقتصادی – اجتماعی
متغیرهای فردی
A) فراشناختی
1- IQ کلامی پایین
2- فعالیت زیاد و تکانه ای
B) مــزاج
1- مقابله ای
2- ترس اجتماعی پایین
3- سنگدل بودن
C) جنسیت: در پسرها بیشتر از دخترها
بنابراین پژوهش ها و تحقیقات انجام شده به سه بخش برای بهبود سازگاری اجتماعی، بهبود محیط و راهکارهایی برای کاهش خشم کودکان مبتلا به اختلال سلوک تقسیم می شود.
-
پژوهش های مربوط به بهبود سازگاری اجتماعی
سلیمانی و پورشریفی (1390)، در پژوهشی تاثیر قصه درمانی بر بهبود سازگاری اجتماعی کودکان مبتلا به اختلال سلوک را بررسی کرده اند. برای بهبود رفتار ضد اجتماعی از درمان های گوناگونی استفاده شده است. ولی پژوهشگران عدم تعمیم پذیری مهارت های اجتماعی می دانند (رامیل، 2002).
بر همین اساس به کارگیری شیوه های غیر مستقیم مثل بازی و قصه در آموزش مهارت یک ضرورت به حساب می آید. به نظر می رسد از آنجا که آموزه ها و پندها در خلال قصه به خوبی برای کودک قابل فهم و معنادار است. احتمال به کارگیری و تعمیم آن توسط کودک در زمینه های مشابه افزایش می یابد (اتو،2003).
هاشمی و همکاران (1388)، تاثیر خودآموزی کلامی بر بهبود سازگاری، اجتماعی کودکان مبتلا به اختلال سلوک را بررسی کرده اند.
این پژوهش که از نوع آزمایشی بود که درآن نمونه ای شامل 20 نفر از دانش آموزان مبتلا به اختلال سلوک از مدارس شهر تبریز انتخاب و سپس از جایگزینی تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل مورد مطالعه قرار گرفتند.
در فرآیند طرح، گروه آزمایشی در مدت ده جلسه تحت آموزش خودآزمونی کلامی قرار گرفت و گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. نتایج تحلیل های به عمل آمده نشان داد که کاربرد و آموزش خودآزمونی کلامی در کودکان مبتلا به اختلال سلوک موجب بهبود سازگاری اجتماعی و روابط بین فردی آن ها می گردد.
در پژوهشی دیگر زال پور و همکاران (1389)، تاثیر گروه درمانی با تلفیق دو تکنیک صندلی داغ و مرور زندگی نامه بر کاهش خشم نوجوانان پسر به اختلال سلوک را بررسی کرده اند که این یافته ها نشان می دهد این شیوه گروه درمانی در کاهش مشکلات خشم از بی درمانی و پلاسیو بهتری به بار می آورد.
-
پژوهش های بهبود محیط
در این دسته از پژوهش ها به بررسی تعاملات کودکان مبتلا به اختلال سلوک و نیز نحوه برخورد والدین با این کودکان پرداخته شده است.
کمیجانی و ماهر (1386)، شیوه های فرزندپروری والدین کودکان با اختلال سلوک و کودکان عادی را مقایسه کردند. وبستر استراسون و داهل (1995)، نشان می دهند که والدین کودکان با اختلال رفتار، اغلب مهارت های تربیتی مهم ندارند. این والدین در استفاده از مقررات خشن و خرده گیر، ناسازگار، دمدمی و مسامحه کار هستند. احتمال کمی وجود دارد که فرزندان خود را هدایت کنند. آن ها رفتارهای اجتماعی کودکشان را تنبیه و رفتارهای منفی را تقویت می کنند.
نتایج به دست آمده از پژوهش کمیجانی و ماهر (1386) به صورت زیر است :
1- مادران کودکان با اختلال سلوک بیش از مادران کودکان عادی از سبک فرزندپروری مستبدانه استفاده می کنند.
2- مادران کودکان با اختلال سلوک کمتر از مادران کودکان عادی از سبک فرزندپروری مقتدرانه استفاده می کنند.
3- مادران کودکان با اختلال سلوک بیش از مادران کودکان عادی از سبک فرزندپروری سهل گیرانه استفاده می کنند.
4- پدران کودکان با اختلال سلوک بیش از پدران کودکان عادی از سبک فرزندپروری مستبدانه استفاده می کنند.
5- پدران نوجوان با اختلال سلوک کمتر از پدران نوجوان عادی از سبک فرزندپروری مقتدرانه استفاده می کنند.
6- پئران کودکان با اختلال سلوک بیش از پدران کودکان عادی از سبک فرزندپروری سهل گیرانه استفاده می کنند.
7- تضاد بین شیوه های فرزندپروری پدر و مادر در خانواده های دارای نوجوانان با اختلال سلوک بیشتر از پدر و مادر در خانواده های دارای نوجوانان عادی است.
سهرابی و همکاران (1394)، اثربخشی آموزش فرزندپروری والدین بر کاهش علائم اختلال سلوک را بررسی کردند. نتایج این مطالعه نشان داد که مداخله مبتنی بر آموزش فرزندپروری منجر به کاهش معنی داری در علائم اختلال سلوک در نوجوانان و بهبود سبک فرزندپروری مادران آن ها می شود و به دنبال آن موجب بهبود سبک تعاملی میان والدین و نوجوانان می شود.
کمیجانی (1390)، در پژوهش خود برای بهبود محیط کودکان مبتلا به اختلال سلوک آموزش مدیریت والد را مطرح می کند.
آموزش مدیریت والد (PMT) که بر اساس یادگیری اجتماعی مطرح شده، راهکارهای موثر و قابل استفاده در درمان اختلال سلوک می باشد. در PMT به والدین آموزش دتده می شود که چگونه تعاملات مثبت با کودکانشان را افزایش داده و از تعارضات بکاهند و از روش های نامناسب فرزندپروری بپرهیزند. آموزش مدیریت والدین، دربرگیرنده تقویت مثبت، اعمال نظم و مقررات غیر خشن، نظارت و سرپرستی موثر و حل مشکلات به صورت مسالمت آمیز است. پژوهش ها نشان می دهد که آموزش PMT به والدین کودکان دارای اختلال سلوک با کاهش شدت رفتار ناسازگارانه شخص، میزان خودباوری والدین و بهبود مدیریت رفتارهای کودک همراه است.
-


-
منــابع
-اصغری نکاح،م.(1392).گزارش اقدام پژوهی پیرامون کاربرد قصه به مثابه تکنیک و ابزار در مشاوره و روان درمانی کودک،فصلنامه تعلیم و تربیت استثنایی
-امیری، ع. (1391). بررسی مقایسه ای ویژگی های شناختی، اجتماعی و حرمت خود نوجوانان مبتلا به اختلال سلوک و عادی ، پایان نامه کارشناسی ارشد ، دانشگاه تربیت مدرس ، تهران.
-کبودین، ع. (1391). نقش تصمیم گیری، صفات سایکوپاتیک و حافظه هیجانی در پیش بینی واکنش پذیری نوجوانان دارای اختلال سلوک ، پایان نامه کارشناسی ارشد ، دانشگاه محقق اردبیلی
-حمزه لوی، ز. (1390). بررسی تاثیر بازی درمانی گروهی کودک محور بر کاهش شدت نشانگان اختلال سلوک ، پایان نامه کارشناسی ارشد ، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران.
-
- - , .
برچسب:
نویسنده: خنجی