
مطمئناً اين ابهام هر كسي را آزار ميدهد. آيا اين قبيل رفتارها ميتوانند نقش تربيتي داشته باشند؟ قطعاً در پس هر رفتاري، منطقي نهفته است، اما اگر حق با ما هم باشد، آيا ميتواند ما را به نتيجه دلخواه نزديك كند؟ آيا ميتوان گفت با اين واكنش حال ما، مخاطب و رابطهمان بهبود مييابد و بهداشت روانيمان بالا ميرود؟ شايد اگر آن دوست درباره ناراحتي خود صحبت كند حرفهايتر باشد! نظر شما چيست؟
به نظر ميرسد قهر كردن رفتاري است كه افراد براي تخليه خشم و ناراحتي خود انجام ميدهند و زماني كه خشم شان فروكش ميكند، رابطه را شروع و در اصطلاح آشتي ميكنند. حال ميخواهيم با بررسي انواع الگوهاي رفتاري به اين سؤال پاسخ دهيم كه آيا قهر و آشتي منجر به تقويت روابط ميشود يا خير؟ اگر نميشود چه نتايج منفياي خواهد داشت؟ آيا اين سري واكنشها حرفهاي است؟ اگر نيست، چه رفتارها يا مهارتهايي را ميتوان جايگزين آنها كرد؟
پرخاشگران پلهاي ارتباطي خود را ميشكنند
افرادي كه در عموم روابط خود پرخاشگرانه رفتار ميكنند، معمولاً در چنين رابطهاي تهاجمي عمل كرده و فرد را به بحث، مجادله و دعوا ميكشانند، بنابراين خشم و ناراحتي خود را كاملاً مستقيم نشان ميدهند. از ديدن نقطه نظرات ديگران اجتناب ميكنند و بسيار خودمحور هستند. در چنين شرايطي آشتي كردن هم بسيار دشوار است. به قول معروف فرد پرخاشگر همه پلهاي ارتباطي خود را شكسته و راه برگشت را سخت ميكند. پيش بيني ميشود دو طرف ارتباط دلگير شده و احتمال طولانيتر شدن قهر بالا باشد، چراكه طرف مقابل هم با اين طرز تفكر جلو ميرود كه اگر پا پيش بگذارم پرروتر ميشود!
كساني كه در اين چرخه رفتاري قرار دارند معمولاً پس از پرخاشگري يا قهر كردن، با احساس گناهي كه تجربه ميكنند، پشيمان شده و خود را سرزنش ميكنند، بنابراين براي فائق آمدن بر اين چرخه معيوب پا را پيش گذاشته و براي آشتي كردن اقدام ميكنند. حال اگر اين رفتارها ادامه يابد چه اتفاقي خواهد افتاد؟
رفتارهاي پرخاشگرانه - منفعلانه
رفتارهايي مانند پشت چشم نازك كردن، تيكه انداختن، نيش و كنايه زدن، قهر كردن، بيمحلي كردن، مسخره كردن و تهمت زدن، سركار گذاشتن، همه و همه در اين الگو قرار دارند. اين سبك را در اصطلاح پرخاشگرانه - منفعلانه ميگويند.
به نظر ميرسد حتي اگر قهر كردن در اين سبك منطقي باشد، باز هم طرف مقابل از دليل اين رفتار آگاه نشده و كماكان دچار ابهام است. برخي از افرادي كه در اين الگو قرار دارند معتقد هستند كه با بيمحلي به مخاطب ميتوانند به خواستههاي كوتاه يا بلندمدت خود برسند.
در روابط بين پدر و مادر با فرزند هم اين رفتار يك مانع ارتباطي تلقي ميشود. اينچنين واكنشهايي نيز مانند تنبيه فيزيكي، روابط عاطفي بين والدين و كودكان را متزلزل كرده و به هيچ وجه نميتواند نقش تربيتي داشته باشد، بنابراين رفتارهايي كه جنبه پرخاشگرانه يا پرخاشگرانه منفعلانه دارند، تأثيري جز دگرگوني چارچوب روابط و به هم خوردن حرمتها نخواهد داشت. ماحصل آشتي كردن پس از اين كشمكشها با اين شعر تكميل ميشود: ظرف زيبايي شكست، بندش زدند/ ظرف شد ولي زيبا نشد
افرادي كه بر اساس اين الگو رابطه برقرار و زندگي ميكنند، به سركوبي يا خودخوري هيجاني اعتقادي ندارند و آنقدر محكم و با اعتمادبه نفس هستند كه راجع به آزردگي و خشم خود به راحتي صحبت ميكنند و حتي مسئوليت اشتباه خود را ميپذيرند. اين رفتار كه نقش بسيار مهمي در تربيت فرزندان دارد به كودكان كمك ميكند به جاي متوسل شدن به زور، دعوا و لجبازي، صحبت كردن درباره مشكلات را فراگيرند و اين مهارت را نهادينه كنند. ميتوان گفت والديني كه از سبك رفتاري بدون جرئت استفاده ميكنند فرزنداني تربيت ميكنند كه يا پرخاشگر هستند يا منفعل يا پرخاشگر منفعل. پس در تمامي روابط خود از واكنشهايي مثل قهر و آشتي به كرات استفاده خواهند كرد، بنابراين به جاي قهر، آشتي، ابهام و آزردگي در روابط و پاك كردن صورت مسئله، از ابزارهاي مهارتي خود استفاده کرده و به دنبال راهحل باشيم. قبل از هر رفتار مخرب به پيامد عمل خود فكر كنيم.
-
*مازيار جلوه-روانشناس باليني
برچسب:
نویسنده: خنجی