این روانشناس با تاکید بر اینکه نباید کودک را دچار تضاد بکنیم، ادامه داد: والدینی که در پاسخ به فرزندشان از افسانه و اسطوره بهره میگیرند، با خود میاندیشند که اگر تصویر خوشایندی از مرگ به کودک بدهند، او بهتر درک میکند و احساس منفیاش کمرنگتر میشود. در حالی که این کار آسیبزننده است و والدین باید در قبال سوالاتی با این مضمون، رفتار متعادلی داشته باشند.
وی افزود: انکار مرگ و واکنش تند به سوالات فرزندان نیز اصلا روش درستی نیست؛ چراکه بچهها در سنین پایین ادراک ندارند و نیازی به توضیح نیست، ولی وقتی صاحب تفکر شدهاند و پرس و جوی جدی میکنند، باید پاسخ اصولی و صحیح دریافت کنند؛ به عبارتی واکنش والدین در مواجهه با مرگ بسیار مهم است و والدینی که در این مواقع بیتابی و عجز غیر عادی دارند، زمینه را برای ترس کودک فراهم میکنند.
امیراصلانی تاکید کرد: باید چهار مرحله قطع علایم حیاتی، اتفاق، برگشتناپذیری و همگانیبودن را برای فرزندمان تبیین کنیم. البته این پاسخ نیز نیاز به اولویتبندی دارد و نباید به صورت یکجا ارائه شود. مثلا در پاسخ به سوال «او چرا مرده؟» بهترین پاسخ این است که «او نمیخورد، نمیخوابد، درد نمیکشد و بدنش دیگر کار نمیکند» و یا زمانی که میپرسد «کی میمیریم؟» میتوانیم بگوییم «کسی نمیداند ما چقدر زندهایم، وقتی پیر و نوهدار شدی آنوقت به این موضوع فکر میکنی».
این روانشناس تصریح کرد: برخی کودکان از والدینشان میپرسند که «تو کی میمیری؟»، این ممکن است والدین را ناراحت کند. در حالی که کودک در حال تجربه است و درک درستی از این سوال ندارد. به همینخاطر باید بشنود که «مامان و بابا قوی و سالم هستند و زمان زیادی پیش تو میمانند»؛ چراکه سوال کودک به خاطر ترس از تنهایی است و نباید با خشم مواجه شود.
وی تصریح کرد: کودکان ماجراجو، نترس و بیشفعالی که رفتارهای حملهوار و ماجراجویانه دارند، همچنین کودکان وابسته و قشری که اضطراب جدایی دارند باید بیشتر مورد توجه والدین باشند؛ چراکه وقتی با مرگ روبهرو میشوند ترس تنها شدنشان چندبرابر میشود و ممکن است به خاطر احساس ناامنی دچار تزلزل شوند.
برچسب:
نویسنده: خنجی