✅شاید این دعوای ساختگی که رواندرمانی وظیفه و کار کیست، سوال مناسبی نباشد و بیشتر جنگ زرگری است. رواندرمانی به عنوان روش مداخله غیر دارویی مبتنی بر محموعه ای از اصول، مفروضه ها و مبانی است و مستلزم برخورداری از دانش، نگرش و مهارتهایی در حیطه های خاص است که هم روانپزشکان و هم روانشناسان می توانند این ها را یاد گرفته و به کار گیرند.
بر این اساس اگر روانپزشکی که تا دیروز معتقد بود تنها راه درمان دارو نیست امروز به این نتیجه و باور رسده است که راه رسیدن به درمان متعدد است و شروع به یادگیری و کاربرد روان درمانی می کند، من این را به فال نیک می گیرم.
✅در این سو هم برخی روانشناسان متعصب هر گونه پایه زیستی را منکر می شوند و تنها به یک رویکرد غیر دارویی می چسبند که ممکن است در شرایط خاصی کارآمدی کافی و لازم را نداشته باشد؛ بنابراین شاید سوال مناسب این باشد:
✅آیا همه روانشناسان و روانپزشکان در ایران این اصول و دانش و مهارتها را به اندازه کافی یاد می گیرند؟ ✅ آیا هر روانشناسی از هر شاخه ای به صرف خواندن روانشناسی صلاحیت روان درمانی را دارد؟
✅آیا این موضوع که روانپزشکان حق روان درمانی ندارند، دقیق و واقع بینانه هست؟ مثلا آرون تی بک روانپزشک مبدع شناخت درمانی نباید رواندرمانی بکند ولی دانشجوی روانشناسی عمومی یا شخصیت روان درمان بکند؟
✅آیا روانپزشکان ایرانی آموزش های کافی در زمینه به کار گیری راهبردهای روان درمانی دریافت می کنند؟ ✅روانشناسان چه طور؟
✅متاسفانه این برخورد متعصبانه باعث می شود روان شناسان به جای تجهیز خودشان به دانش، ابزارها و راهبردهای روان درمانی و بهبود وضعیت نظام آموزشی در دانشگاه ها فقط حمله می کنند و می گویند روانپزشکان حق ندارند روان درمانی کنند؟
✅در مقابل روانپزشکان با درک این خلا می روند فلوشیب و دوره های تخصصی همراه با کاروزی طراحی می کنند و خودشان را به این دانش مجهز می کنند و بعد به روانشناسان مدعی حمله می کنند که شما حق ندارید روان درمانی کنید؟
به نظر می رسد این حمله و ضدحمله متقابل به جای این علمی باشد بیشتر بر اساس جنگ قدرت و منافع خاص صورت می پذیرد که در نهایت به ضرر مراجعان تمام می شود.
من معتقدم از ماست که بر ماست...
✅دوستان در سازمان نظام زحمت کشیدند و انجمنی به نام رواندرمانی را تاسیس کردند؛ اما اگر منصفانه به ترکیب موسسان و مدیران این انجمن نگاهی بیاندازیم اکثر آنها در چه رشته ای تحصیل کرده اند، چه نوع تجارب روان درمانی دارند، ... در ترکیب انجمن رواندرمانی، روانشناسان تربیتی، عمومی، استثنایی و شخصیت (با تمام احترام به دانش و تخصص این اساتید در حوزه تخصصی خودشان) حضور دارند ولی روانشناسان بالینی و سلامت (با مدرک لیسانس و فوق لیسانس مرتبط) که تنها شاخه روانشناسی است که کارش و هدفش روان درمانی است یا حضور ندارند یا حضورشان بسیار کم رنگ است.
✅برعکس این حالت در انجمن وزارت بهداشتی ها است که حداقل اسمی از روانشناسان بالینی و سلامت برده می شود و بقیه شاخه های روانشناسی از این موضوع مستثنی می شوند.
✅بنابراین اگر در تاسیس انجمن روان درمانی اندکی دقت می شد و به جای دور هم جمع کردن رفقا نگاه حرفه ای و علمی لحاظ می شد و ترکیب منطقی تر و قابل دفاعی شکل می گرفت شاید روانپزشکان امروز این برخورد را نمی کردند؟
با این حال من معتقدم باید از حق خودمان دفاع کنیم ولی نه با روشهای احساسی،هیجانی و خشونت آمیز بلکه با منطق و استدلال علمی و گفتمان تخصصی بین طرفین مدعی.
یادمان باشد این فرایند بخشی از تاریخ گذار روانشناسی است، در غرب هم همین دعوا ها و اختلافات بوده و هست ولی روانشناسان با تقویت کارآمدی روشهای خودشان و ارایه مداخلات مبتنی بر شواهد و اثربخش کاری کردند که دیگران قدرت انکار آنها ندارند و بخشی از نظام تصمیم گیری در حیطه سلامت روانی و اجتماعی شده اند.
انجمن های تخصصی مانند انجمن روانشناسی بالینی و انجمن روانشناسی نقش بسیار مهمی در افزایش قدرت و نفوذ روانشناسان در فرایند تصمیم گیری و برنامه های کلان سلامت روان مانند لایحه سلامت روان وزارت بهداشت دارند متاسفانه فقط به نامه نگاری و چند مصاحبه هیجانی با نشریات می پردازند و یک اقدام عملی منسجم که مستلزم برگزاری نشست های تخصصی، اول در درون مجموعه حرفه ای و رسیدن به یک اجماع و سپس رایزنی و نشست با متولیان حاکمیتی است صورت نمی پذیرد.
از طرف دیگر بخشی از همکاران روان شناسی احساس تعلق نمی کنند چون فکر می کنند استانداردها و مصالح مورد نظر آنها توسط نظام یا انجمن ها دنبال نمی شود. به عبارتی دیگر جمعی از نخبگان و فعالان روان شناسی بازی داده نمی شوند و در نتیجه احساس طردشدگی و واکنش متقابل است که نمونه آن نامه اخیر چند همکار در مورد وضعیت روانشناسی بالینی و سلامت است.
بنابراين نقد درونی یادمان نرود بیایید انجمن ها و سازمان نظام را خانه امن همه روانشناسان و بزرگان این رشته نمائیم نه خانه چند بزرگ خاص.
به این نکته توجه داشته باشیم که ما ابتدا چوب ضعف علمی و حرفهای خودمان را می خوریم. اگر روانشناسان کارشان درست و اثربخش باشد مردم خود بهترین انتخاب را خواهند کرد. کما این که گاهی ما به اصرار مراجعان خودمان را به روانپزشک ها ارجاع می دهیم.
-
دکتر شهرام محمدخانی
آکادمی روانشناسی کاج
برچسب:
نویسنده: خنجی