
دو ماه و نیم؟ شدنیست؟
جدی؟
نمیتوانم باور کنم !
-
شاید اگر در دو سه هفتة گذشته چند جلسه با مینا اسفندیاری نداشتیم و ایشان رو از نزدیک نمیدیدیم، باور این موضوع برای من و همکارانم هم همچنان دشوار میماند. اما واقعیت اینجاست که این اتفاق افتاده. شوخی هم نیست. بازی هم نیست. عین واقعیت است.
اين دانشجوی رشته روان شناسي بالینی دانشگاه شهیدبهشتی، از اواخر آبان مطالعات کنکوریاش را به طور جدی شروع کرده و در فاصلة کمتر از دو و نیم ماه، به نتیجهای رسیده که بسیاری از همکلاسیهایش با آن فرسخها فاصله داشتهاند.
-
باهم اين مصاحبه را مي خوانيم:
*ضمن معرفی خود بفرمایید در دوره لیسانس چه خواندید و در کنکور سراسری کارشناسی ارشد روانشناسی 94 چه رتبه ای کسب کردید؟
*آیا خودتان انتظار چنین رتبه درخشانی را داشتید؟
*درصد هایی را که در هر درس کسب کردید
بفرمائید.زبان انگلیسی : 73.33
علم النفس : 56.67
آمارروش تحقیق : 55.00
روانشناسی مرضی و کودکان استثنایی : 56.67
روانشناسی رشد : 43.33
روان شناسی بالینی : 80.70
*از چه زمانی مطالعات را شروع کردید؟ چطور این کار را انجام دادید و با چه کتابهایی شروع کردید؟
به نظر من بهترین زمان شروع مطالعه برای داوطلبان ارشد حوالی تابستان است طوری که هر چه به کنکور نزدیک تر میشود متمرکزتر شود. اما بنده به خاطر مساله ای مهم تر از کنکور یعنی ازدواجم که در مهرماه اتفاق افتاد از اواخر آبان مطالعه جدی را شروع کردم. ترم پاییز کلاس آمار و روش تحقیقی شرکت کردم که انقدر قوی بود که بهم جرات بخشید باقی دروس را هم بخوانم و به طور جدی در کنکور شرکت کنم. با جزوه روان شناسی بالینی کیهان شروع کردم.
همه جزوه های کیهان رو تهیه کردم به علاوه دو سه کتاب دیگر که شامل روانشناسی بالینی سنجش تکمیلی و آسیب شناسی روانی مدرسان و روانشناسی فیزیولوژیک و انگیزشو هیجان دکتر پیری و علم النفس آقای محمدباقر کج باف میشود و مانند کنکور کارشناسی از همان ابتدا در همه مطالعات و تست زدن هایم از نکاتی که بسیار حفظی بودند و میدانستم فراموششان خواهم کرد و همه تست هایی که شک داشتم یا غلط میزدم فلش کارت بر میداشتم و میخواندمشان. بنابراین هیچ اشتباه و شک و تردیدی را دوبار تکرار نمی کردم و از روی نکات ریز حفظی و فرار بی پشتوانه رد نمی شدم. این به من کمک کرد که وقتی تقریبا نزدیک به یک دور جزوه های کیهان را خواندم آن چه را که خوانده بودم در حافظه هشیار و در دسترسم داشته باشم و سپس شروع به زدن تست های کنکور سال های هفتاد تا نود و سه کردم و هیچ نکته جدیدی نبود که تبدیل به فلش کارت نشود بنابراین تقریبا تست کنکوری باقی نمی ماند که دوبار غلط بزنم یا برای چندمین بار نکته اش را فراموش کنم .
*درباره ساعات مطالعاتی تان بفرمایید. ساعات مطالعه شما چقدر بود؟ و فکر میکنید برای رسیدن به رتبه ای که شما کسب کردید باید روزانه چقدر مطالعه کرد؟
ساعات مطالعاتی خیلی به فرد بستگی دارد و مهم تر از حجم کمی ساعات مطالعه کیفیت و بازده مطالعه مهم است. من چون ترم هفت بودم و هفده واحد تخصصی کلاس داشتم تا آذر ساعات مطالعه منظم خاصی نداشت اما بعد از پایان ترم بیشتر در کتابخانه درس میخواندم با تمرکز از صبح تا غروب و میانگین شاید حدود شش هفت ساعت مفید و متمرکز درس میخواندم. منظورم شش هفت ساعت بدون احتساب زمان استراحت ناهار صحبت با دوستان، موبایل و اوقات بی حوصلگی و خواب آلودگی است.
در مورد ساعت مطالعه مهم ترین نکته مشترک برای همه داوطلب ها این است که اگر ما حالمان خوب باشد، بی حوصله نباشیم، غمگین و مضطرب نباشیم، درگیری ذهنی حل نشده نداشته باشیم و عوامل مزاحم تمرکز را به حداقل برسانیم سه ساعت درس خواندنمان قطعا بیش از سه برابرش یعنی 9 ساعت درس خواندن همراه با بی حوصلگی و و مواردی که گفتم، عمق و درک و فهم و تحلیل به همراه خواهد داشت. برای موفقیت در کنکور حفظ کردن چیزهایی که فهمیدیم جزء جدایی ناپذیر است که تنها در شرایط آرامش و تمرکز محقق می شود.
*یادمان باشد وظیفه ما ساعات زیاد و صفحات زیاد درس خواندن نیست؛ وظیفه ما عمیق و تحلیلی حفظ کردن است یعنی فهمیدن و درک کردن و البته دقیق به حافظه هشیار سپردن مطالب است. *
این نکته پیش نیاز ضروری مطالعه است، اگراین طور میخوانید بسیار عالی حالا به کمیت فکر کنید و هر چه بیشتر و جامع تر منابع را بفهمید و حفظ کنید.
*به طور کلی روش مطالعاتی و برنامه ریزی شما به چه صورتی بود؟
در مورد برنامه ریزی چند زاویه دید زمانی داشتم یکی در مقیاس ماه که شامل سه بازه زمانی؛ تکمیل مطالعه دروس، تست زدن و مرور روزهای پایانی می شد،

بله چرا که نه. البته هرکس هر شیوه ای میخواهد داشته باشد اگر برایش لذت بخش و نتیجه بخش است، عالی است .
*برای هر درسی از چه منابعی استفاده کردید و اینکه آیا باز هم آنها را به دیگران توصیه میکنید؟
زبان انگلیسی : لغات کنکور و همه ی لغات و متن جزوه زبان کیهان
آمار روش تحقیق : کلاس آقای حبیبی جهاددانشگاهی دانشگاه تهران را رفتم وجزوه ایشان را کامل مطالعه کردم متاسفانه فرصت بیشتر نداشتم که روش تحقیق بخوانم اگر داشتم کتاب روش تحقیق دلاور را می خواندم
علم النفس :کتاب آقای محمد باقر کج باف
مرضی و کودکان استثنایی: جزوات کیهان را خواندم و با کتاب مدرسان و کتاب مرضی انتشارات کتابخانه فرهنگ تست زدم
بالینی : جزوه کیهان و کتاب بالینی سنجش تکمیلی دکتر پورشریفی و تست هایش
رشد : جزوه کیهان
یادمان باشد وظیفه ما ساعات زیاد و صفحات زیاد درس خواندن نیست؛ وظیفه ما عمیق و تحلیلی حفظ کردن است یعنی فهمیدن و درک کردن و البته دقیق به حافظه هشیار سپردن مطالب است.
فقط یک کلاس آمار روش تحقیق خوب رفتم. دو هفته آخر در چهار کارگاه شش ساعته نکته تست شرکت کردم که سه تای آن ها خیلی خوب بود. سه آزمون جامع پایانی سنجش را شرکت نکردم ولی تست هایش را زدم اما به دوستان پیشنهاد می کنم جامع های سنجش را بدهند. مهم ترین ابزار کمکی هم که پیش تر بهش اشاره کردم هم برای کنکور لیسانس و هم ارشد فلش کارت هایم بودند که مطالعاتم را تثبیت کردند.
*آیا تفاوتی در نوع شروع مطالعاتتان با دیگر داوطلبان حس کردید؟
*فکر می
کنید مهمترین نکاتی که داوطلبان در هنگام شروع مطالعات باید به آن توجه کنند، چیست؟
تفاوت در عملی کردن یک برنامه ی خوب است و فکر کردن به اینکه آیا آنچه دارم میخوانم و میگذرم را میفهمم؟ چندماه دیگر به یاد می آورم؟ چطور مرور کنم که فراموش نکنم ؟
و اینکه آن هایی که رتبه ی برتر می شوند دو کار می کنند؛ یک، نقاط قوت خود را برجسته تر می کنند و دو، نقاط ضعف خود را برطرف می کنند. مثلا یک نفر ممکن است فکر کند در آمار خیلی قوی است ولی من باز یک کلاس کنکور خوب را بهش پیشنهاد می کنم چون اتفاقا او می تواند بهره بیشتری از کلاس ببرد. یا اینکه کسی فکر کند در زبان ضعیف است، یا علم النفس را نمی فهمد ، یا انگیزش و هیجان را دوست ندارد و برایش فرار است ، یا فلان درس ضریب یک دارد ، یا مثلا به جای وقت گذاشتن رو انگیزش هیجان که پر از نکات حفظی است و ضریبش یک است بالینی بیشتر می خوانم که مهم تر است، خیــــر این ها اشتباهات استراتژیک بزرگی هستند چون کنکور قابل پیش بینی نیست گاهی درسی که فکر می کنیم سخت است امسال ساده طرح میشود و درسی که فکر می کنیم نقطه قوتمان است بسیار دشوار یا غیراستاندارد و غیرمنصفانه ولی به هر حال ما با این شرایط سر وکار داریم و هوشمندانه باید به نفع خود، خود را برای این شرایط نسبتا غیرقابل پیش بینی مهیا کنیم .
من خودم فکر می کردم رشـــد زیاد خواندم و هفتاد هشتاد میزنم اما زدم چهل و سه، اما در عوض بالینی و علم النفس را بهتر از آنچه فکر می کردم زدم چون هر طور شد همه دروس را تا جایی که توانسته بودم خوانده بودم.
*شما چه کارها و اقداماتی را در مطالعاتتان انجام دادید که فکر می
کنید در موفقیتتان موثر بود؟*آیا کارهایی هم انجام دادید که اگر به یکسال گذشته برگردید، معتقدید دیگر آنها را انجام نمی
دهید چرا که موثر نبودند؟*ممکن است عده ای با خود بگویند که «باهوش بوده، خیلی وقت داشته، بهترین کتابها رو خونده و ...»، آیا واقعاً همه چیز در این چند ماه برای شما بر موفق مراد بود؟ خودتان موثرترین عوامل مثبت در موفقیت
تان را چه میدانید؟همه چیز معلومه که همیشه بر وفق مراد نیست من ترم هفت بودم و هفده واحد تخصصی داشتم همینطور هم مثل خیلی ها روزهایی مضطرب، غمگین یا خسته و کم انگیزه میشدم که اغلب همسرم با حمایت و توجه و حرف های خوب ش بهم انرژی و انگیزه دوباره می داد و من اینجا ازش تشکر می کنم که مثل همیشه وجودش موهبتی برایم بود. اما این شرایط و بهانه ها را همگی داریم، یکی شاغل است، یکی متاهل است یا حتی فرزند دارد، یکی ممکن است عزیز بیماری داشته باشد یا هر مشکل دیگری، اما با توکل به خدا و دعا کردن، اطمینان به خود و امیدوار بودن به آینده و در ارتباط بودن با چند دوست یا اعضای خانواده خوب می توان مشکلات زندگی را در جهت موفقیت ها مدیریت کرد.
*انتخاب رشته را چطور انجام دادید و نهایتاً به چه انتخاب
هایی رسیدید و چرا؟*سوال برخی از داوطلبان کنکور امسال این است که آیا گروه آموزشی کیهان توانست به شما در رسیدن به این رتبه کمکی کرده باشد؟ مشاوره ها، جزوات و یا وبسایت توانستند به شما کمک خاصی بکنند؟
*بسیار ممنونیم که وقتتان را در اختیار ما قرار دادید، در پایان اگر صحبت ناگفته ای باقی مانده، بفرمایید.
به دوستان عزیز پیشنهاد می کنم که قبل از سر خوردن از روی فرصت های زندگی زمانی رو به شناخت خودمون و توانایی هامون اختصاص بدهیم. به ویژه برای ماها که قرار است روان شناس روان دیگران باشیم ضروری است که خودمون مفصلا در کنار یک روانشناس مورد اطمینان به شناخت عمیق شخصیت خود و مسایل روان و زندگی خود بپردازیم. و به این ترتیب انرژی روانی مون را در مسیراهداف، خواسته ها و انگیزه های واقعی خودمان جاری سازیم.
آخرین حرف را در مورد کنکور ارشد روان شناسی هم بگم و آن اینکه خواندن برای کنکور فرصت خیلی خوبیه که دانشی که در طول چهار سال کارشناسی جسته گریخته سر هر واحد و امتحان خواندیم و نخواندیم را یکپارچه و منسجم و متمرکز چندباره مطالعه کنیم و روی مباحث علمی و زیبای روانشناسی تسلط بهتر و هشیارتری پیدا کنیم تا در مرحله عملی بهتر از آن ها استفاده کنیم.
اگر جدی شروع نکردید، مصمم و امیدوار باشید و از همین امروز شروع کنید. این مسیر آسان تر و لذت بخش تر از آن چیزی است که فکرش را می کنید .
منبع مصاحبه: سايت گروه آموزشي كيهان
کلمات کليدی: کنکور ارشد ، مینا اسفندیاری، دانشجوی بالینی،دانشگاه شهیدبهشتی،ارشد روانشناسی ، گروه آموزشی کیهان ، رتبه های برتر ، رتبه های برتر ارشد روانشناسی ، مصاحبه با رتبه های برتر ، رتبه یک
برچسب:
نویسنده: خنجی