مجری برنامه می گوید مشهور است که می گویند اینترنت و موبایل آمده یکسری ارتباطات دور را نزدیک کرده و نزدیک را دور. حالا آیا ما نمی توانیم برخی نیازهای احساسی را در محیط خانواده به وجود بیاوریم که این همه از هم دور نشویم که نهایتاً به طلاق بینجامد؟
شاه حسینی: «اینجا بحث تغییرهویت است. دهه های شصت و هفتاد، جامعه مان یک هویتی داشت اما حالا که فضای مجازی آمده و دارد کار هویت بخشی می کند، کاربر می گوید خب این هویت جدید را پذیرفته ام، در دنیای واقعی و ظاهرم چه؟ بنابراین فضای مجازی آمده و موجب شده برای ظاهر و نمود عینی و جلوه های بیرونی فرد هم یک آواتار فراهم کند. فرد می گوید خب حالا که هویتم تغییر کرده، با ظاهر خودم چه کنم؟ می آید ظاهرش را با آوارتارهای مخنلف در شبکه های اجتماعی که به تعبیری می شود گفت مجازی تغییر می دهد در بُعد خانوادگی و در بُعد اجتماعی. وقتی این نفاق در محیط خانواده پیداشد، موجب ناامنی محیط خانواده و در پی اش طلاق می شود. جامعه هم وقتی این نفاق را در خود هضم کرد و به عنوان یک قبح، نشکست آن را، موجب می شود تشریک مساعی در محیط خانواده سلب شود. به هرحال، شبکه های اجتماعی و فضای مجازی ناهنجاری هایی که در جامعه داشت رقم می خورد، تسریع کرد آن را.»
مجری از مژگان محمدی می پرسد شما به عنوان قاضی دادگاه خانواده برای مان بفرمایید چه میزان طلاق به واسطه حضور افراد در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی ممکن است رخ دهد؟ بگذارید روشن تر با یک مثال بگویم. زن و شوهری سالهاست که حالا مثلاً با شناخت کم از همدیگر زندگی شان را شروع می کنند و زمان که می گذرد، احساس می کنند در فهم یکدیگر مشکل دارند و حالا هم که با فضای مجازی و شبکه های اجتماعی مواجه و واردش می شوند، دوری شان از همدیگر بیشتر می شود و شبکه های اجتماعی هم این امر را تشدید و تسریع می کنند.
محمدی: «همان طورکه گفتم یکی از علل و عوامل طلاق می تواند به خاطر حضور افراد درشبکه های اجتماعی و فضای مجازی باشد که اولش هم بگویند ما هیچ قصد خیانت نداشتیم و نداریم. ممکن است راست هم بگویند. یعنی تا روز طلاق هیچ خیانتی نکرده باشند، اما در پسِ همان ارتباطاتی که با آدم ها داشته اند، می تواند زمینه بروز طلاق ایجاد شود. مثلا خانم می آید می گوید همسرم به لحاظ عاطفی هیچ توجهی به من ندارد. همیشه درگیر کارهای اقتصادی خودش است و نهایتاً مسائل مادی خانه را حل می کرد و برآورده می کرد مایحتاج زندگی را. می خواهم بگویم زن و مرد، هر دو به دنبال پرکردن خلاءهای عاطفی شان سراغ شبکه های اجتماعی می روند. مثلا زن درباره حضورش در شبکه های اجتماعی می گوید من فکرمی کردم با کسی که دارم حرف می زنم، آدم مسنی است و خودش را روان شناس معرفی کرده بوده، می گفتم چون مرا نمی شناسد، شروع می کردم به درددل کردن که بعدش او به من راهکار بدهد. بعداً متوجه شدم که او یک جوان مجرد است. هرروز صبح به من پیام سلام و صبح بخیر می داد. به من خسته نباشید می گفت. درحالی که هرگز همسرم به من خسته نباشید نمی گفت. چون هر روز این پیام ها بود و من به او گزارش می دادم که مثلاً امروز میهمان داشتیم و من چه و چه درست کردم و او هم خسته نباشید می گفت. به حدی این ارتباط برایم جا افتاده بود که اگر یک روز پیام نمی گذاشت، دلتنگ می شدم چون حس می کردم به او وابسته شده ام. جالب است که شوهر این خانم می گفت اگر من دو سه روز به خانه نمی آمدم اصلاً متوجه نمی شد، و من حس می کردم که رفتار خانمم مثل همیشه نیست و تغییر کرده. دنبال که کردم به این نتیجه رسیدم که با کسی رابطه دارد. بااینکه خانم، خلاءهای عاطفی اش را در فضای مجازی پر می کرد و در عمل، هیچ خیانتی صورت نگرفته بود اما همسرش می گفت من دیگر نمی توانم با این خانم زندگی کنم.
در دقایق پایانی برنامه، مژگان محمدی، قاضی دادگاه خانواده به نتیجه ی تجویز دینی و اخلاقی به مخاطبان این سال های شبکه های اجتماعی رسید. اینکه باتوجه به اینکه قبح طلاق حتی دربین میانسالان زن ومرد در جامعه مان ریخته و براحتی می آیند طلاق می گیرند، باید فرهنگ سازی کرد. به مشاوره های پیش از ازدواج اهمیت داد و به اخلاق برگشت.
درحالی که شاه حسینی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه خانواده و زندگی به رغم جست و جوگری اش در زمینه واکسناسیون خانواده ها باهدف پیشگیری از آسیب های بالقوه و بالفعل شبکه های اجتماعی، موضوع مشاوره های قبل از ازدواج را برعکس خانم محمدی توصیه نمی کرد. معتقد بود باید با بزرگان و پیران خانواده و فامیل باید به مشاوره نشست نه با این چهره های جوان مشاور که یافته های روان شناسی شان و متدهای شان بومی نیست. نه اسلامی است و نه ایرانی. باید رجعت کنیم به فرهنگ «بزرگ سالاری» و دوری گزینیم از فرهنگ «مشاوره محوری».
شاه حسینی در لحظات پایانی برنامه گفت و گوی اجتماعی گفت: باید تابوسازی کرد در برابر حضور افراطی در شبکه های اجتماعی.
برچسب:
نویسنده: خنجی