بیش تر ما اگر از شرایط مشخص خبر نداشته باشیم نمی توانیم بین حالت های مختلف صورت فرقی ببینیم. شرکت کنندگان در یک پژوهش در یک چهارم موارد نمی توانستند تشخیص دهند که صورت های موجود در یک سری عکس، درد می شکند یا لذت جنسی می برند. در پژوهشی دیگر، افراد فیلم های صامت یک سری افراد را که از دیگری تشخیص دهند. اما رایانه 85 درصد موارد را درست تشخیص داد. در ضمن رایانه ها بهتر می توانستند تشخیص دهند که کسی از روی کمی آزردگی خاطر لبخند می زند یا حقیقتا خوش حال است.
اما اگرچه ما در تشخیص حالت صورت دیگران ناشی هستیم، اما براساس همین صورت هایی که نتوانستیم بخوانیم شان، فورا به انواع و اقسام نتایج می رسیم. باور باستانی یونانی ها به چهره خوانی («فیزیوگنومی» یا بررسی شخصیت فرد براساس ویژگی های صورتش) را مسخره می کنیم اما حواس مان نیست که خودمان هر روز همین کار را می کنیم.
پژوهش های جدید نشان می دهد اگرچه عملا هیچ مدرکی نیست که نشان بدهد چهره ها، شخصیت افراد را بازتاب می دهند، اما رفتار ما طوری است که انگار بعضی حالت ها از گرایش های خاصی حکایت می کنند. افرادی که صورت شان نشانه های «زنانه» دارد قابل اعتمادتر به نظر می آیند؛ آنانی که ابروهای پایین تری دارند بیش تر مسلط بر اوضاع به نظر می رسند. در پژوهشی دیگر، اراد پس از تنها 200 میلی ثانیه نگاه به صورتی ناآشنا، آماده بودند تصمیم بگیرند که باید به این شخص اعتماد کنند یا نه. حتی وقتی به آن ها فرصت نگاه طولانی تر هم داده شد، به ندرت نظرشان را عوض کردند.
-

و همین است که ما را به تناقض می رساند. صورت فرد شاید بیان گر طبیعت او نباشد اما پژوهش ها نشان می دهند که بعضی ویژگی های صورت باعث نفوذ بر دیگران می شود. آن دسته از فارغ التحصیلان «دانشکده افسری ارتش آمریکا» که صورت های سلطه جوتری داشتند برای رسیدن به درجه ژنرالی شانس بیش تری داشتند؛ افرادی که از چهره شان به نظر می رسید ماهرند، شانس بیش تری دارند که مدیر کل شرکت های موفق بشوند.
این یافته ها البته با عقل جور در می آید. اگر همه فرض کنند که اسدِ پوست کلفت فرد قاطعی است احتمال قاطع شدنش هم بیش تر می شود. شاید چون ما با دیگران طوری برخورد می کنیم که انگار صورت شان نشان گر شخصیت شان است، باعث می شویم آن ها به همان کسی بدل شوند که ما می پنداشتیم هستند.
برچسب:
نویسنده: خنجی