طبق راهنمای تشخیصي و آماري اختلال هاي روانی ويرايش پنجم(DSM-5) میزان شیوع این اختلال بین 2 تا 16 درصد است ( انجمن روانپزشکی آمریکا، 2002) که در حدود 6 تا 10 درصد از آنان نیازمند مداخله هستند ( کاپلان و سادوک، 2003).
شواهد نشان می دهد اختلال نافرمانی – لجبازی دوران کودکی با اختلالات شخصیتی، مشکلات تحصیلی، اجتماعی در سنین بالاتر مرتبط است (کاپلان و سادوک، 2003). همچنین این کودکان پرخاشگر، از سوی همسالان خود طرد شده، از نظر تحصیلی عملکرد ضعیفی داشته و در معرض خطر بزهکاری در دوره نوجوانی و اخراج از مدرسه قرار دارند (چارسیا و سونگ یانگ، 2006).
این اختلال ممکن است از 3 سالگی شروع شود، ولی معمولا تا 8 سالگی آغاز می شود. سن بروز آن معمولا بین 8 تا 12 سالگی است و شیوع آن قبل از سن بلوغ، در پسران بیشتر است (کاپلان و سادوک، 2005؛ نک، کازدین، هییریپی و کسلر، 2007) ولی نرخ شیوع آن در طول دوره نوجوانی در دختران و پسران برابر است (لوبر و همکاران، 2009).
-
در مورد سبب شناسی این اختلال نظرات متفاوتی مطرح شده است. بعضی تحقیقات نشان داده است که اختلال نافرمانی مقابله ای با رفتار والدین ارتباط دارد (هالنشتاین، 2004؛ بارک، لوبر و لاهی، 2007؛ لوبر و همکاران، 2009).
-
در طول سالیان متمادی روش های درمانی متنوعی برای مواجه با مشکلات رفتاری شناختی و هیجانی کودکان مبتلا به اختلال نا فرمانی مقابله ای به کار گرفته شده است. در این زمینه ، بخشی از درمان ها در زمینه بر مداخلات فردی و بخشی دیگر بر مداخلات خانوادگی، متمرکز شده اند. به نحوی که بر نامه های آموزشی والدین برای کمک به مدیریت رفتار فرزندانشان ، روان درمانی فردی برای مدیریت خشم ، خانواده درمانی برای بهبود ارتباط، آموزش مهارت های اجتماعی برای افزایش انعطاف پذیری و تحمل ناکامی در بین همسالان و درمان شناختی – رفتاری برای آموزش حل مساله و کاهش منفی گرایی بوده است (آکادمی روان پزشکی کودک و نوجوان آمریکا،2007).
-
نشانه های این اختلال عبارتند از:
• بدخلقی و اقات تلخی های پی در پی
• بحث های بیش از حد با بزرگترها
• سرپیچی و عدم پیروی فعالانه از مقررات و خواسته های بزرگترها
• اقدام آگاهانه و همدی برای اذیت کردن و آزار رساندن به مردم
• سرزنش دیگران به خاطر بدرفتاری و اشتباه های خود
• زود رنجی و حساسیت بیش از حد
• دلخوری و خشم دائمی
• تند و زننده صحبت کردن هنگام عصبانیت
• کینه جویی (2000، APA)
-
بر اساس ملاکهای تشخیص DSM-IV، کودکانی که از اختلال نافرمانی مقابله ای رنج می برند باید حداقل چهار مورد از علائم زیر را حداقل به مدت شش ماه بروز دهند :
این کودکان اغلب با بزرگسالان جر و بحث می کنند، زود عصبانی می شوند، در مقابل مقررات و درخواست های بزرگترها پذیرش نشان نمی دهند، دیگران را تعمدانه با کارهای خود آزار می دهند، حساس هستند و زود ناراحت می شوند، به دلیل رفتارها و اشتباهات خود، دیگران را سرزنش می کنند و اغلب کینه توز و انتقام جو هستند. migna.ir مشکلات رفتاری کودک باید به گونه ای باشد که عملکردهای اجتماعی، تحصیلی و شغلی آنان را مختل نماید. رفتارهای نا بهنجار حتماً در خانه بروز می کند، اما ممکن است در مدرسه یا موقعیت های دیگر هم دیده شود.

4. بازی درمانی با رویکرد شناختی – رفتاری
صفری و همکاران (1391) پژوهشی با عنوان " تأثير بازی درمانی با رويكرد شناختی- رفتاری بر كاهش نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای در دانش آموزان" بر روی دانش آموزان پسر پایه سوم دبستان شهر اصفهان انجام دادند . روش پژوهش از نوع آزمايشی بوده و از طرح پيش آزمون- پس آزمون و پيگيری با گروه كنترل استفاده شد. نمونه گيری به روش تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انجام شد و كودكانی كه با توجه به ملاك های DSM – IV اختلال نافرمانی مقابله ای را داشتند، شناسایی و از ميان آنها 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمايش و كنترل گمارده شدند . ابزار اندازه گيری، پرسشنامه SNAP-IV بود كه توسط والدين تكميل گرديد . سپس كودكان گروه آزمايش در12 جلسه يك ساعته بازی درمانی شناختی - رفتاری شركت كردند. برای تجزيه و تحليل آماری داده ها نيز از روش تحليل كوواريانس استفاده شد. تحليل داده ها نشان داد كه در مرحله پس آزمون و پيگيری، بين دو گروه آزمايش و كنترل، در ميزان نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای تفاوت معنادار وجود دارد. بنابر يافته های اين مطالعه، روش بازی درمانی، سبب كاهش نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای در كودكان مبتلا به اين اختلال می شود و می توان از آن به عنوان يك روش مداخل های مؤثر سود جست.
به گفته اوکانر(2010) بازی درمانی، استفاده نظامدار از یک الگوی نظری به منظور برقراری یک فرآیند میان فردی است که در آن درمانگران آموزش دیده، قدرت درمانی بازی را برای کمک به پیشگیری و یا رفع مشکلات روانی – اجتماعی مراجع و دستیابی به رشد و پرورش مطلوب وی به کار می گیرند. شومان (2004)، بازی می تواند ارتباطات کودک را تسهیل کرده و در عین حال امکان رها سازی احساسات منفی را نیز به او بدهد و می تواند به کودک کمک کند سازگاری با محیطش را یاد بگیرد.
بازی درمانی می تواند به کودکان مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای کمک کند تا شیوه های سازگاری با محرک های تنش زا را یاد بگیرند و راهبرد های جدیدی در رابطه با همسالان و خانواده بیاموزند.
-
بازی درمانی شناختی – رفتاری :
* تاکید زیادی بر درگیری کودک در درمان دارد و درمانگر با ارائه اقدامات لازم از نظر رشدی به کودک کمک می کند تا از درمان بهره مند شود.
* راهبردهایی را برای رشد انطباقی تر افکار و رفتار فراهم می آورد و راهبردهای جدیدی برای مقابله با موقعیت ها و احساس ها آموزش می دهد و کودک قادر می شود شیوه های ناسازگارانه مقابله را با راه های سازگارانه تر جایگزین کند.
* باعث کاهش مشکلات رفتاری و هیجانی کودکان می شود (اسماعیلی، 2004).
درمانگران شناختی – رفتاری، فعالیت های بازی را به عنوان وسیله ای که نمایانگر احساسات ناهشیار است، تفسیر نمی کنند. بلکه در هنگام بازی کودکان، از راهبردهای تغییر و اصلاح رفتار بهره می گیرند تا رفتارهای سازگارانه آنها را تقویت نمایند یا از موقعیت های بازی استفاده کنند تا مهارت های حل مساله و سازگاری را آموزش دهند (اسماعیلی، 2004).
بازی درمانی به کودکان مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای کمک می کند تا شیوه های سازگاری با محرک های تنش زا را یاد بگیرند و بنابراین مخالفت ها و نافرمانی های آنها کاهش یافته یا حذف می شود (تیگز،2010).
-
5. قصه درمانی
ارجمندی راد و همکاران (1392) پژوهشی با عنوان " بررسی اثر بخشی قصه درمانی بر کاهش علائم کودکان مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای " منتشر کردند. این پژوهش در چهارچوب طرح آزمایشی، 20 نفر از دانش آموزان پایه چهارم و پنجم ابتدایی که بر اساس فهرست رفتاری کودک (BCLC) و فرم گزارش معلم (TRF) با علائم اختلال نافرمانی مقابله ای تشخیص داده شده بودند انتخاب شده و به شکل تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند . طرح پژوهش از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بوده است . گروه آزمایش به مدت ١٢ جلسه ٤٥ دقیقه ای دو مرتبه در هفته تحت قصه درمانی قرار گرفتند . برای تحلیل داده ها از تحلیل کواریانس استفاده شد. نتایج نشان داد که قصه درمانی موجب کاهش علائم اختلال نافرمانی مقابله ای و بی اعتنایی در کودکان مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای می شود و قابلیت کاربرد قصه درمانی را در درمان مشکلات رفتاری کودکان نشان داد. قصه، جان مایه تخیل فعال است و مجموعه ای از حواس مار ا به کار می گیرد. در قصه درمانی یک روان درمانگر آگاه، هوشمند و خلاق به دلیل آشنایی با ساختار قصه با دقت علمی بیشتری موضوع را پیگیری می کند و قصه ای مناسب برای نقل برمی گزیند و بیماران نیازمند به آرامش را مداوا می نماید. در یک طرح پژوهشی که به شکل تصادفی در 2 گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش به مدت 12 جلسه 45 دقیقه ای، 2 مرتبه در هفته تحت قصه درمانی قرار گرفتند و موجب کاهش علائم اختلال نافرمانی مقابله ای و بی اعتنایی در کودکان مبتلا شد.
-
بحث و نتیجه گیری
پژوهش هایی که در سال های اخير درباره اين كودكان انجام شده وجود نقص هایی را در مهارت های شناختی و اجتماعی اين كودكان نشان داده است . اين نقايص اغلب در حوزه كاركردهای اجرایی، تنظيم هيجان، پردازش زبانی، پردازش اطلاعات اجتماعی، حل مسأله و سازگاری ديده می شود. کودكان مبتلا به اين اختلال، اساساً در روابط اجتماعی با والدين، معلمان و همسالان دارای مشكل هستند. مطالعات نشان داده است كه بسياری از آنها فاقد مهارت های اجتماعی مناسب هستند و بسيار كم از سوی همسالانشان پذيرفته می شوند. به علاوه، اين كودكان در شناخت مشكلات و به كارگیری راهبردهای حل مساله برای برطرف كردن آنها دارای نقص هستند و در مقايسه با همسالان خود، راه حل های مثبت كمتری را به كار می برند. اين نقايص می تواند باعث ايجاد مشكلاتی در مدرسه، ايجاد و حفظ روابط مثبت با همسالان و جلب محبوبيت كودكان ديگر شده و پيش بينی كننده رفتارهای ضد اجتماعی در نوجوانی و بزرگسالی باشد. تحقیقات بسیاری نشان داده اند که اختلالات رفتاری کودکان در تعاملات منفی والد – کودک ریشه دارد. رفتارهای منفی والدین ( مانند فریاد زدن، تهدید کردن)، رفتارهای منفی کودک ( مانند بی مسئولیتی و نافرمانی) را تقویت می کند که این مساله رفتارهای والدین را بدتر کرده و ممکن است منجر به خشونت شود.
در تبیین یافته های این پژوهش می توان به این موارد اشاره کرد :
uf076 آشنایی والدین با اصول تغیییر رفتار
uf076 علائم نافرمانی مقابله ای
uf076 سبب شناسی آن
uf076 عواملی که سبب تقویت یا کاهش آن می شوند.
uf076 ماهیت چرخه ای تعاملات منفی والد – کودک
uf076 رفتارهای والدینی که باعث حفظ و نگهداری رفتارهای مقابله ای در کودکان می شوند.
uf076 آموزش آن ها در جهت اصلاح این رفتارها از جمله عواملی درمانی در این پژوهش به شمار می رود.
-
انجام پژوهش هایی در زمینه ارزیابی نافرمانی مقابله ای، متغیرهای سبب شناسی ژنتیکی و محیطی، رفتارهای والدینی که سبب حفظ و نگهداری این اختلال می شوند، مداخلات پیشگیرانه، درمان و خطر آسیب شناسی های بعدی، می تواند در ارتقای دانش ما در این زمینه بسیار مفید باشد.
-
تهيه كننده: هدی فرامرزی
دانشجوی کارشناسی ارشد روان شناسی عمومی ، دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات تهران
-
منـــابع:
- رحیمی، چ.، سجادی، م.، محمدی، ن.، خرمایی، ف. ( 1393 ). تاثیر رابطه درمانی بر کاهش نشانگان در کودکان مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای. فصلنامه کودکان استثنایی، سال 14 ، شماره 3، 40-31.
- عباسی، م.، طاهر نشاط، ح. ( 1392 ). اثربخشی درمان تعامل والد – کودک بر کاهش نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای. مجله روان شناسی بالینی ، سال 5 ، شماره 3، 66-59.
-اصلی آزاد، م.، عارفی، م.، فرهادی، ط.، فتحی، ا.، رضایی، م. (1392). اثربخشی آموزش کارکردهای اجرایی بر میزان نافرمانی مقابله ای در کودکان مبتلا به اختلال رفتار مقابله ای در دوره دبستان (ODD) و بی اعتنایی. دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تبریز.
-
-ارجمندی راد، ش.، دلگشاد، ئ.، زمانی علویجه، م. ( 1392). بررسی اثربخشی قصه درمانی بر کاهش علائم مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای. دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تبریز.
- صفری، س.، فرامرزی، س.، عابدی، ا. ( 1391 ). تاثیر بازی درمانی با رویکرد شناختی– رفتاری بر کاهش نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای در دانش آموزان. مجله روان شناسی بالینی ، سال 4 ، شماره 4، 9-1.
- اعلمی، م.، بهرامی احسان، هادی.، اسداله تویسرکانی، م. ( 1391 ). نقش ابعاد رضايت زناشویی در پيش بينی اختلال رفتار مقابله ای و اختلال سلوك. فصلنامه ایرانی کودکان استثنایی ، سال 12 ، شماره 3، 67-61.
-جهان بخش، م.، بهادری، م.، امیری، ش.، جمشیدی، ا. ( 1390 ). اثربخشی درمان مبتنی بر دلبستگی بر علائم نافرمانی مقابله ای در دختران دارای مشکلات دلبستگی. مجله روان شناسی بالینی، سال 3 ، شماره 4، 47-41.
- عباسی مکوند، ز.، موسوی، ر.، مرادی، ع.، اکبری زرد خانه، س. ( 1387 ). اثربخشی خانواده درمانی ساختاری در بهبود کودکان مبتلا به اختلال نافرمانی – لجبازی. فصلنامه فرهنگی – دفاعی زنان و خانواده ، سال 5 ، شماره 15 ، 122-105.
-
Van Goozen, S., Snoek, H., Matthys, W., Rossum, I., & Engeland, H. (2004). Evidence of fearlessness in behaviourally disordered children: a study on startle reflex modulation. Joual of Child Psychology and Psychiatry, 45, 844-892.
-
Webster-Stratton, C., & Reid, J. (Ed). (2003). The incredible years – parents, teachers and children training series: a multifaceted treatment approach for young children with conduct problems. New York: Guilfoed Press.
-
Boesky, L. (2002). Juvenile Offenders with Mental Health Disorders: Who Are They and What Do We Do With Them? Oppositional Defiant Disorder and Conduct Disorder. Maryland: American Correctional Association, 36-60.
-
Raine. A. (2002) Aotation: the role of prefrontal deficits, Iow autonomic arousal and early health factors in the developmental of antisocial and aggressive behavior in children. Joual of child Psychology and Psychiatry, 43 (4), 417-437.
-
Loeber. R., Burke, J., Lahey, B., Winters, A., & Zera, M. (2000). Oppositional defiant and conduct disorder: A review of the past 10 years, part I. Joual of the American Association of child and Adolescent Psychiatry, 39 (12), 1468-1484.
- - , .
برچسب:
نویسنده: خنجی