پایگاه خبری علمی، آموزشی و تحصیلات تکمیلی میگنا - آخرين عناوين :: نسخه کاملتهیه شده توسط پایگاه خبری میگناسوالاتی که هیچوقت نباید از همسرتان بپرسیدنگاهی به اعتیاد به بازی های آنلاینگفتگو با پدر کنکور ایران + عکسپنجمین سمپوزیوم فدراسیون جهانی جراحان مغز واعصاب به ریاست پروفسور سمیعی برگزار می شودصرع را بیشتر بشناسیمخداحافظی با افراد منفینگر برای رضایت از زندگیهمدلی با دیگران چه مزایایی در زندگی ما دارد؟
http://migna.ir/ Tue, 09 Feb 2016 01:05:33 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://migna.ir/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif http://migna.ir/ 100 70
fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری میگنا آزاد است. Tue, 09 Feb 2016 01:05:33 GMT 60 http://migna.ir/vdciyqap.t1awv2bcct.html
بیشتر مقالات درمورد حرفهایی که نباید به همسرتان بگویید به اجتناب از حرف زدن درمورد موضوعات تابو و خارج از محدوده اشاره میکند. بااینکه این موضوعات هم میتواند برایتان مفید باشد اما سوالاتی عمیقتر و مهمتر هم وجود دارد که خودداری از پرسیدن آنها ضروریتر است. اگر از پرسیدن این ۱۰ سوال از همسرتان خودداری کنید، مطمئن باشید که رابطهای رضایتبخشتر و شادتر در کنار او خواهید داشت. ۱. «مشکلت چیه؟ چرا همیشه این کار رو میکنی؟» قضاوت منفی کردن درمورد همسرتان هیچوقت کار درستی نیست. تنها تاثیری که دارد بیشتر کردن رفتارهای منفی در اوست که سعی دارید تغییرشان دهید چون قضاوتتان او را از شما دورتر میکند. به جای حمله کردن به او بخاطر کارهایی که دوست ندارید انجام دهد، درمورد چیزهایی که دوست دارید و حسی که وقتی انجامشان میدهد در شما ایجاد میشود با او حرف بزنید. مثلاً فرض کنیم که همسرتان همیشه عادت دارد در خمیردندان را باز بگذارد. به جای اینکه به او بگویید، «مشکلت چیه؟ چرا همیشه این کار رو میکنی؟» میتوانید بگویید، «عزیزم میشه لطف کنی از این به بعد بیشتر در خمیردندن را ببندی؟ شاید احمقانه به نظرت برسه ولی وقتایی که این کار رو میکنی احساس میکنم بیشتر دوستم داری.» بعد دفعه بعدی که در خمیردندان را بست، آن لذت بیشتر دوست داشته شدن را احساس کنید و بگذارید خوشحالتان کند. بغلش کنید و ببوسیدش. به او بگویید که میدانید کار کوچک و پیشپاافتادهای است اما واقعا ممنونید که این کار را کرده است. وقتی همسرتان ببیند بخاطر این کار کوچک تحسینش میکنید، دلش میخواهد کارهای بیشتر و بیشتری برایتان انجام دهد و این حس مثبت بینتان باقی میماند. ۲. «چرا هیچوقت کاری که میگم رو انجام نمیدی؟» متهم کردم جذاب نیست. فضایی از ناامیدی، خشم، بیاعتمادی و جدایی ایجاد میکند. اینکار نه تنها برای رابطهتان مخرب است بلکه کاملاً بیفایده است. تابحال کسانی را دیدهاید که سبک زندگی و شخصیتشان را ناگهان عوض میکنند چون همیشه متهم میشدهاند؟ آدمها گاهیاوقات به این دلیل تغییر میکنند که از بس متهمشان کردند احساس بدی پیدا کردند. در چنین شرایطی قدرت درونی فرد او را به سبک جدیدی از زندگی میکشاند. شما آن کاتالیزوری نباشید که طرفتان را تغییر دهید. راههای دیگری برای ایجاد همان تاثیر به روشی قابلاطمینانتر و سازندهتر هم وجود دارد. هر وقت از همسرتان ناراحتید، اول باید مسئولیت احساسات، افکار و اعمال خودتان را بپذیرید. سهم خودتان را از این تساوی به گردن بگیرید. به جای فکر کردن به کارهای اشتباهی که همسرتان انجام میدهد، تمرکزتان را روی راههایی که میتواند باعث تقویت رابطهتان شود بگذارید. وقتی بیشتر به راهحل مشکل فکر کردید و درک بهتری از موقعیت و شرایط پیدا کردید، با لحنی شفاف و آزاد و دوستانه با او حرف بزنید تا راهحلی پیدا کنید که هر دو شما را خوشحالتر کند. ۳ و ۴. «چرا اینقدر (تنبل، خودخواه، قدرنشناس) هستی؟» / «چرا مهربونتر، بهتر نمیشی؟» وقتی ناراحتید، نباید به طرفتان حمله کنید. این کار هیچ کمکی به شما نمیکند. شما با او هستید، با کل زندگیاش، او هم با شماست، با کل زندگیتان. اگر با هم هستید، یعنی تقریباً زوج خوبی هستید. اگر میخواهید کیفیت رابطهتان بهتر شود، با نحوه ارتباط و حرفزدنتان شروع میشود. دکتر مارشال روزنبرگ میگوید که مفیدترین راه ارتباط برقرار کردن با همسرتان این است که صادقانه احساساتتان را ابراز کنید و با همدردی به ابراز احساس او پاسخ دهید. صادقانه ابراز کنید چه حسی دارید و چه میخواهید، بدون اینکه او را متهم کنید، از او انتقاد کنید یا چیزی طلب کنید. وقتی همسرتان با شما حرف میزند، همدردانه گوش دهید که چه میگوید و چه حسی دارد، بدون اینکه انتقاد، اتهام یا طلبی از او بشنوید. این نوع ارتباط برمبنای آزادی بیان، صداقت و درک شکل میگیرد و باعث تقویت رابطهتان میشود. ۵. «چرا نمیتونی یک کم آروم باشی؟» اگر همسرتان در واکنش جنگ و گریز است به دستور شما نمیتواند «آرامتر» شود. اگر استرس دارد، یعنی چیزی اذیتش میکند. درغیراینصورت میتوانست آرام باشد. ناراحتی همسرتان میتواند دلایل مختلفی داشته باشد و بااینکه طبیعی است شما از او بخواهید آرامتر باشد، گفتنش در آن لحظه یعنی میخواهید به نتیجهای که خودتان میخواهید برسید. بهترین کاری که برای آرامتر کردن او میتوانید انجام دهید این است که درکش کنید. قبل از اینکه بتوانید چیزی را تغییر دهید اول باید آن را بفهمید و درک کنید. گاهیاوقات درک کردن تنها چیزی است که به آن نیاز دارد. وقتی درمورد اینکه چه اتفاقی برای همسرتان افتاده کنجکاو باشید و با آرامش آن را از او بپرسید، قدمی مفید برداشتهاید. وقتی در چنین فضای حمایتگری با او حرف بزنید مطمئن باشید به نتیجهای که میخواهید میرسید. ۶. «میخوای از من جدا بشی؟» استفاده از این جمله در مشاجرات روزمره غیرضروری است و از نظر عاطفی یک مخرب احساسی به حساب میآید. خیلی اوقات افراد این سوال را نمیپرسند که وضعیت برایشان روشن شود، میپرسند که امکان جدایی را به صورت تهدیدی وارد دعوا کنند. اگر واقعاً میخواهید آن لحظه رابطهتان را بر هم بزنید، به او بگویید و همان کار را هم بکنید. درغیراینصورت، دلیل برای پرسیدن این سوال وجود ندارد. اگر احساس میکنید آن لحظه خیلی عصبانی هستید، یک قدم به عقب برداشته و مسئله را تا جایی که میتوانید منتقدانه بررسی کنید و وقتی اوضاع بینتان آرامتر شد دوباره درمورد آن موضوع حرف بزنید. اگر واقعاً میترسید طرفتان بخواهد شما را ترک کند، خیلی ساده بگویید، «عزیزم، ببخشید. اجازه بده چند دقیقه برای خودمان باشیم و وقتی آرامتر شدیم حرف بزنیم.» و وقتی کمی آرامتر شدید، از او بپرسید، «الان چه حسی داری؟» یا «از رابطهمان چه میخواهی؟» وقتی این سوالات را به روشی که تهدیدآمیز نباشد بپرسید، به همسرتان فضای لازم برای فکر کردن سازنده درمورد سوالاتتان را خواهید داد. اگر همسرتان واقعاً قصد داشته باشد ترکتان کند، به شما خواهد گفت. درغیراینصورت، صحیح و با آرامش پرسیدن اینگونه سوالات صمیمیت بینتان را بیشتر خواهد کرد. ۷. «مطمئنی که دوست داری با من زندگی کنی؟» بااینکه برای سلامت رابطه مهم است که دو طرف همدیگر را تحسین کنند اما هر فرد خودش مسئول احترام و اعتماد به نفس خود است. همانطور که جردن گری، روانشناس خانواده میگوید، نشان دادن علاقهتان به همسرتان به صورت مرتب و روزانه و اطمینان دادن به او که برایتان بسیر جذاب است، رمز داشتن یک رابطه رضایتبخش است. همینطور دکتر دیوید شارک نویسنده کتاب ازدواج پرعشق میگوید، داشتن تمایل و علاقه جنسی به کسی که مدام به دنبال تایید گرفتن از شماست سخت است. اگر مدام به دنبال تایید گرفتن طرفمقابلتان باشید، دیر یا زود برای همسرتان سخت خواهد شد که تحسینتان کند یا به شما احترام بگذارد. راهحل این است که مطمئن شوید خودتان خودتان را دوست دارید و دوست دارید با خودتان باشید. وقتی برای خودتان جذاب باشید آنوقت برایتان راحتتر خواهد بود که بفهمید همسرتان واقعاً تحسینتان میکند و دوست دارد با شما باشد یا خیر. ۸ و ۹. «میتونم بهت اعتماد کنم؟» / «راستش رو بهم میگی؟» پرسیدن مستقیم این سوال ایده خوبی نیست. هم اینکه باعث میشود همسرتان بلافاصله به حالت دفاعی برود و هم اینکه هیچوقت نمیتوانید به پاسخی که دریافت میکنید مطمئن باشید. دلیل آن این است که اگر اساساً نمیتوانید به کسی اعتماد کنید، دیگر پرسیدن اینکه میتوانید یا نمیتوانید به او اعتماد کنید فقط اعصابتان را خردتر میکند. وقتی افراد در روابط خود حالت مالکیت پیدا کرده و کمی حسود میشوند، مارک مانسون توصیه میکند، «خیلی ساده است: یا به همسرتان اعتماد دارید یا ندارید. اگر به او اعتماد دارید، پس دهانتان را ببندید. اگر اعتماد ندارید، دلیلی برای ادامه زندگیتان با او وجود ندارد. اما اگر به او اعتماد دارید ولی او به شما دروغ بگوید چه؟ آنوقت مطمئن باشید که یک روز متوجه دروغهای او خواهید شد. ماه هیچوقت پشت ابر نمیماند. بالاخره دروغهای او رو شده و متوجه آن میشوید. و آن روز، ترکش کنید.» بله کمی تلخ است اما کاملاً رک و راست است. ۱۰. «اگه میدونستی ناراحت میشم، چرا این موضوع رو وسط کشیدی؟» یک رابطه خوب و باکیفیت با شبه آرامش ناشی از نگفتنها ایجاد نمیشود. این رابطه با راحتی واقعی دو نفری حاصل میشود که با شفافیت کامل با هم صحبت میکنند تا صمیمیت رابطه و رضایتشان را از آن بیشتر کنند. برای این منظور باید بتوانید درمورد موضوعات سخت و ناراحتکننده هم با هم صحبت کنید. همانطور که دکتر دیوید شارک توصیه میکند، برای اینکه یک رابطه رضایتبخش باشد، باید هر دو طرف بتوانند به طور مستقل به خودشان آرامش دهند. مطمئناً آرامش دادن به خود و مقابله با خود در یک زمان کار دشواری است. یعنی با آن قسمت از خودمان که شاید دوست نداشته باشیم با آن روبهرو شویم کنار بیاییم، مثل ترسهایمان، اضطرابها و ناامنیهایمان. البته به همان اندازه که سخت است، سودمند هم خواهد بود. دقت به اتفاقاتی که درونتان میافتد با شفافیت، آزادی و کنجکاوی باعث ارتقای مداوم رابطه و زندگیتان خواهد شد.- منبع: lifehack.com
]]>
اخبار اجتماعی و آموزشی Mon, 08 Feb 2016 21:30:00 GMT http://migna.ir/vdciyqap.t1awv2bcct.html http://migna.ir/vdcjomet.uqeiozsffu.html
اعتیاد یعنی وابستگی شدید یک فرد به یک ماده ، وسیله و هر چیزی که بتواند به طور موقت آرامش روانی و جسمی را برای او به ارمغان بیاورد. در قدیم فقط قلیان، تریاک و یک سری مواد دست سازِ مردم برای استفاده ی افراد معتاد رواج داشت.اما با پیشرفت بشر، این مواد اعتیاد آور، با کشف حشیش و سایر مواد روان گردان، به روز شدند. در گذشته هر کس وابستگی شدیدی به موارد بالا داشت معتاد نامیده می شد، تا این که در دهه های اخیر، یک سری وسایل الکترونیکی ظهور پیدا کردند که در زمینه ی اعتیاد و تولید معتاد از دیگر رقیبان در حال پیشی گرفتن هستند.اگر در گذشته امکان داشت فرد با شرایط عادی زندگی، بدون فقر و مشکل مالی، فقط به دلیل دوستان ناباب یا روش نادرست تربیتی، به طور متوسط از بیست و چهار سالگی اعتیاد به مواد مخدر را آغاز کند،در حال حاضر به برکت وجود اینترنت، سالم ترین خانواده ها و کودکان کم سن و سال هم با احتمال ابتلا به اعتیاد روبه رو هستند.ما و اعتیاد مدرن بازی های آنلاین یکی از ابزارهای اعتیاد در سنین پایین است. بازی هایی که صرفا نیازمند به اینترنت نیستند، بلکه مستلزم حضور چند نفر است که در یک زمان با اتصال به رایانه های یکدیگر به بازی مشغول شوند و اینترنت تنها دسترسی افراد را به یکدیگر آسان تر می کند . وقتی جمعیت کثیری از انسان ها پشت مانیتور نشسته و مشتاق باشند تا با شما بازی کنند، شما هم به این سمت کشیده می شوید تا با آنها بازی کنید. این بازی ها با تحریک یکی از گرایش های وجودی مثل هوش ، میل جنسی، خشونت و یا حتی حس زیبایی شناسی، شما را به خود جذب کرده و به شما کمک می کند که به آن میل پاسخ دهید. حال اگر در تعامل با افرادی باشید که مانند شما به آن بازی علاقمند هستند وهمگی در پی پاسخگویی به چند نیاز مشترک باشید،بیشتر به سمت آن بازی کشیده می شوید. تا حدی که زمان را هم فراموش می کنید.چگونه یک معتاد اینترنتی را بشناسیم؟ اعتیاد به بازی های آنلاین و اینترنتی از چندین طریق قابل شناسایی است. به هم ریخته شدن نظم زندگی فرد، به این صورت که زمان خواب، بیداری و ساعت بیولوژیکی بدن او مختل شود. از زندگی و شغل خود باز بماند، به گونه ای که کار خود را از دست بدهد یا دچار افت تحصیلی بشود.گاهی این اعتیاد موجب حذف شدن افراد خانواده و آشنایان از زندگی او می شود که نتیجه ی آن، اختلال در روابط اجتماعی و منزوی شدن فرد است. از دیگر نشانه های آن نیاز به زمان بیشتر است. به گونه ای که فرد هر روز زمان بیشتری را صرف بازی می کند، بی آنکه متوجه گذران روز و شب شود و با گذشت زمان، به آن وابستگی پیدا می کند و عدم دسترسی به بازی برای او درد آور است. در واقع اعتیاد به بازی های اینترنتی موجب توجه بیش از حد به یک نیاز و بی توجهی به سایر نیاز های انسانی می شود که این مسئله، تک بعدی شدن انسان و عدم رشد کامل بعد روحانی او را در پی دارد. در حالی که فرد می تواند از راهی مناسب تر و سالم تر به آن نیاز پاسخ بگوید، بی آنکه با از دست دادن زمان، زندگی اش تباه گردد .بازی تا سرحد مرگ! این بازی ها علاوه بر تصرف زمان، گاهی جان فرد را هم می گیرند!موارد معدودی دیده شده که فرد به درجه ای از اعتیاد رسیده که در برابر رایانه، جان باخته است. علت مرگ اغلب این افراد، بی توجهی به سایر نیازهای بدنمثل غذا ، تخلیه ی کلیه و مثانه ی تحت فشار ، خواب و ... بوده است. بعید نیست این دسته از آدم ها، اگر تنفسشان هم خود به خودی و بی هزینه نبود، از این نیاز حیاتی هم چشم می پوشیدند! " LeeBoesgnues” ، فردی بود که پس از قطع رابطه با نامزدش و اخراج شدن از کار به دلیل تاخیرهای مداوم، دیگر دلیلی برای زندگی نداشت و بعد از اعتیاد کامل به بازی های آنلاین و پنجاه ساعت بازی مداوم، جان خود را از دست داد. گاهی در حال خماری، معتادان دست به اعمالی می زنند که جبران ناپذیر است. مرگ نوزاد سه ماهه بر اثر سوء تغذیه، به دلیل این که والدینش مشغول به بزرگ کردن یک کودک مجازی بودند یا مرگ والدین به ضرب گلوله ی فرزندشان و ... ، نشانگر یک ناهنجاری اجتماعی است که عده ای سودجو، با جذاب تر کردن بازی های آنلاین و توجه بیشتر به کمبودها و نیازهای بشر در این قبیل بازی ها، این انگل را تغذیه می کنند. افراد و شرکت های سودجو به طور قطع، تنها با نیت به دست آوردن پول و ثروت بیشتر، قدم پیش نمی گذارند! بلکه گاهی با دخیل کردن خشونت بیش از حد، نیازهای جنسی غیر متعادل، استعمال مواد مخدر و مشروبات الکلی و... باعث می شوند فرد از حالت یک انسان با سلایق و علایق معمولی خارج و تبدیل به وصله ای ناجور، برای جامعه شود. جامعه سعی می کند به این افراد کمک کند. اما ممکن است معتادین در برابر کمک های جامعه، جبهه گیری کنند. برخی اعتیاد خود را انکار می کنند. عده ای هم پذیرفته اند، اما به دلیل اینکه نمی توانند از اعتیاد خود دست بکشند ترجیح می دهند تا آخر عمر در این وضعیت باقی بمانند. اگر احیانا در یکی از این بازی های آنلاین حساب کاربری دارید و زمان را از دست می دهید،افت تحصیلی پیدا کرده اید، شغلتان در معرض خطر است و ... ! یک لحظه به این فکر کنید که احتمالا شما هم یک معتاد مجازی هستید! -جوان انلاین
]]>
اخبار علمی و فناوری Mon, 08 Feb 2016 20:31:47 GMT http://migna.ir/vdcjomet.uqeiozsffu.html http://migna.ir/vdch--nx.23nm6dftt2.html
بعد از تلاشهای بسیار و پیگیریهای پی در پی برای حضور مشاور عالی سازمان سنجش در باشگاه خبرنگاران جوان بالاخره دعوت را پذیرفت و در گپ و گفتی توضیح مختصر و مفیدی از بیوگرافی خود دادند. توکلی مشاور عالی سازمان سنجش متولد سال 1327 است که در سال 1346 موفق به اخذ مدرک دیپلم شده است. - برای کاربران خودتان را کامل معرفی کنید در آن زمان هر یک از دانشگاه و موسسات مختلف برای پذیرش، آزمون جدا و خاص خود را برگزار و متقاضیان و علاقمندان هر دانشگاه باید در آزمون همان دانشگاه شرکت میکردند و افراد مختلف می توانستند در چندین دانشگاه قبول شوند. از این رو به دلیل افت کمی، دانشگاهها با کمبود ظرفیت روبه رو میشدند و مجبور بودند مجددا آزمونی را برگزار کنند. با قانون و شرایط آن زمان بنده در رشته روانشناسی پذیرفته شدم و برای رشته پزشکی هم ذخیره بودم. با توجه به شناخت خود از رشته روانشناسی و راهنمایی اطرافیان تصمیم گرفتم در این رشته ثبت نام و تحصیل کنم و در نهایت در سال 1350 مدرک کارشناسی گرفتم. سازمان سنجش چگونه به وجود توکلی پی برد؟ در زمان دانشجویی به سازمان سنجش که در آن زمان مرکز آزمون شناسی نام داشت مراجعه کردم و بعد از پذیرش، عصرها به این مرکز می رفتم و سعی می کردم کارهای ابتدایی کنکور را یاد بگیرم. بعد از مدتی، مسئولیتهای مختلف غیر از آزمون سراسری به من واگذار شد. فعالیتهای من در این سازمان به گونهای بود که تمامی مسئولان آن زمان رضایت داشتند و این را زمانی فهمیدم که وقتی ازدواج کردم و با همسرم قصد سفر به خارج را داشتم مسئولین مرکز اصرار داشتند که بورسیهام خواهند کرد و من همچنان بمانم؛ اما در نهایت من به همراه همسرم به خارج از کشور رفتیم و بعد از دریافت مدرک دکتری روانشناسی کاربردی، در اردیبهشت ماه 1357 به ایران برگشتم و علاقه داشتم که مجدد در مرکز فوق که دیگر سازمان سنجش شده بود کار کنم. چرا دوباره سازمان سنجش را انتخاب کردید؟ بعد از بازگشت به ایران به سازمان سنجش درخواست همکاری خود را مجددا اعلام نمودم و سپس پرونده من به عنوان عضو هیئت علمی مطرح شد و قرار بر این شد که در قالب استادیار پژوهشی همکاری کنم و فعالیت خود را شروع کنم. بعد از به هم خوردن برخی تشکیلات این سازمان بنا شد که من با این سمت به دانشگاه بروم اما در سازمان سنجش ماندم و هم اکنون هم از کار و فعالیتم راضی هستم. همواره تلاشم بر این بوده است که تا آنجا که امکان دارد با فعالیت خود بتوانم نقش کمی را در باسواد کردن شاگردان و ورود آنها به موسسات داشته باشم. نتیجه این تلاش هم این است که امروزه با دیدن متخصصان که برخی از آنها هم عهده دار مسئولیتهای بزرگ کشور هستند خستگی این سالها از تنم خارج و بی خوابی هایمان جبران میشود و آرام میشوم و خوشحالم به عنوان فردی کوچک توانستهام خدمات نوینی را ارائه نمایم. خیلی از مردم شما را پدر کنکور می دانند، نظرتان چیست؟ من در سالهای مختلف مسئولیتهای متعددی داشتهام مثلا در زمان انقلاب فرهنگی رئیس مرکز آزمون سازی بودم و در زمان تعطیلی دانشگاهها از اساتید خواستم در این زمان بانک تست را راه اندازی کنند یا در وقتی کارنامه های ارزی دانشجویان خارجی را صادر می کردیم، بنابراین با توجه به اینکه قدمت همکاری من به سالهای 1348 تا 1351 و از سال 1357 تاکنون بر میگردد شاید این نام را روی من گذاشتهاند. راز همکاری خوب و زیاد شما با رسانهها چیست؟ مطمئنا تمام مسئولین تمایل به همکاری با رسانهها برای اطلاع رسانی هر چه بیشتر را دارند اما ممکن است حجم کارهای اجرایی آنها مانع از همکاری بیشترشان با رسانهها شود و این طبیعی است که آن طور که رسانهها توقع دارند مسئولین مقابل آنها حاضر نشوند. من در واقع از رسانهها و به ویژه صدا و سیما نهایت استفاده را میکنم و آنقدر تمامی مطالب را اعلام میکنم تا در زمانی که در اختیارم میگذارند بتوانم تمام سوالات را پاسخگو باشم و از زمان اندک، بیشترین بهره را ببرم. کنکور سراسری برداشته شود توکلی چه می شود؟ در خصوص این جمله که از رادیو هم زمانی شنیدم باید بگویم که کار سازمان سنجش تنها برگزاری آزمون سراسری نیست، بلکه برگزاری آزمونهای مختلف از جمله آزمون کاردانی به کارشناسی ،کارشناسی ارشد، کاردانی پیوسته و... به این سازمان مربوط میشود و میتوان گفت که در سال، 150 آزمون داخلی و خارجی داریم که اگر بخواهیم این تعداد آزمون را نسبت به 52 هفته سال مقایسه کنیم در واقع انگار هفتهای 3 بار آزمون برپا میکنیم و حساسیت کار آنجا خود را بیشتر نمایش میدهد که با حقوق جوانان سروکار داریم. به سازمان سنجش چه نمرهای میدهید؟ تمام فعالیت های این سازمان از ابتدا تا کنون در سلامت کامل با جدیت و رعایت حقوق افراد انجام شده است و عدالت در جای جای این سازمان برقرار است و هیچ موردی روی آن اثرگذار نیست و تمامی کارکنان بر اساس ضوابط فعالیت میکنند. امیدوارم افرادی که بعد از ما هم پا به این سازمان میگذارند و سمتی را کسب می کنند سازمان را این گونه مدیریت کنند و با عدم رعایت سلامت این دستگاه اقداماتی را انجام ندهند که سرنوشت فردی را به اشتباه تغییر دهند. خدا را شاکریم که تاکنون سربلند بودیم و مدیران ما کارشناس هم هستند و توانستهاند وظیفه خود را به درستی انجام دهند. از تحصیلات فرزندان خود بیشتر بگویید من دو دختر و یک پسر دارم که هر دو دختر فارغ التحصیل کارشناسی رشتههای فنی هستند و پسرم مدرک دکتری خود را گرفته است. اگر رتبههای فرزندانم را بگویم به طور کامل متوجه می شوید که در سازمان سنجش، عدالت کامل برقرار شده است و برای فرزندانم شرایط جدایی را در نظر نگرفته ام. چگونه فرزندانتان را در زمینه کنکور راهنمایی میکردید در صورتی که فرزندانم در خصوص کنکور سوالاتی را داشتند به آنها میگفتم که تلویزیون را روشن کنید تا پاسخ سوال هایتان را از توکلی سازمان سنجش در تلویزیون بشنوید و هرگز به طور جداگانه و خصوصی به سوالات آنها پاسخ ندادم، چرا که نمیخواستم مدیون سایر دانش آموزان کشور شوم که سوالات متعددی داشتند و ممکن بود جوابی برایشان پیدا نکرده باشند. در خاتمه صحبت پایانی شما با کاربران را می شنویم در پایان جا دارد از شما و تمام دست اندر کاران در تهیه این گفتوگو تشکر و قدردانی کنم و برای تک تک کنکوریان آرزوی موفقیت را دارم و باید بگویم که غیر از سازمان سنجش اشتغال در هرکاری که مرتبط با تخصصهای بنده باشد را با کمال میل می پذیرم و خوشحال میشوم که بتوانم در زمینههای دیگر هم خدمت رسانی کنم. گفت و گو از محیا معصومی
]]>
اخبار کنکور و تحصیلات تکمیلی Mon, 08 Feb 2016 20:01:12 GMT http://migna.ir/vdch--nx.23nm6dftt2.html http://migna.ir/vdcfjvdm.w6dtcagiiw.html
به گزارش ایرنا از معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری، علیرضا دلیری افزود: با توجه به شروع ثبت نام ها برای حضور در این سمپوزیوم، استقبال بسیار خوبی انجام شده و تاکنون بیش از 400 مقاله از سوی متخصصان و کارشناسان این حوزه به دبیرخانه ارسال شده است. دلیری افزود: امید است تا چند روز اول این سمپوزیوم حداقل 5 کارگاه آموزشی یا 5 پنل تخصصی برگزار شود. معاون توسعه مدیریت و منابع معاونت علمی خاطرنشان کرد: حضور 504 نفر از مهمانان خارجی کنگره مغز و اعصاب برای حضور در پنجمین سمپوزیوم فدراسیون جهانی انجمن های جراحان مغز و اعصاب، همچنین حضور برخی از مقامات کشورهای اروپایی و آسیایی در این رویداد قطعی شده است. دلیری گفت: این سمپوزیوم با همکاری تمامی دانشگاه ها و مراکز علمی کشور و با حضور دانشمندان برتر داخلی و خارجی از بیش از 70 کشور دنیا برگزار می شود، تازه ترین دستاوردهای علمی دنیا در این نشست علمی بزرگ ارائه خواهد شد و محیط علمی ارزشمندی جهت آشنایی و تبادل آخرین روش های جراحی در حوزه علوم مغز و اعصاب خواهد بود. دبیر اجرایی این کنگره بین المللی تصریح کرد: نوروسرجری، نورولوژی، گوش و حلق و بینی و سر و گردن، بیهوشی، نوروساینس (PhD)، پاتولوژی، روانپزشکی/ روانشناسی، رادیولوژی، ادیولوژی /ادیومتری، ارتوپدی (orthospine)، رادیوتراپی/ انکولوژی، چشم پزشکی (نوروافتالمولوژی)، طب فیزیکی و توانبخشی، پزشکی هسته ای، پزشکان عمومی، نورواندوکرینولوژی وجراحی ترمیمی (اعصاب محیطی) جزو گروه های هدف در برگزاری پنجمین سمپوزیوم فدراسیون جهانی انجمن های جراحان مغز و اعصاب است. پنجمین سمپوزیوم فدراسیون جهانی انجمن های جراحان مغز و اعصاب با حمایت معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری و به ریاست پروفسور مجید سمیعی از 29 فروردین تا 3 اردیبهشت 95 در هتل اسپیناس پالاس تهران برگزار می شود.
]]>
اخبار علمی و فناوری Mon, 08 Feb 2016 16:27:48 GMT http://migna.ir/vdcfjvdm.w6dtcagiiw.html http://migna.ir/vdcgn39w.ak9n74prra.html
** صرع چیست صرع به واقع یک اختلال سیستم اعصاب مرکزی ( اختلال عصبی ) است که در آن فعالیت سلول های عصبی در مغز مختل می شود و باعث تشنج می شود که در طی آن تجربه رفتار غیر عادی، نشانه ها و احساس، از جمله از دست دادن هوشیاری رخ می دهد. علائم تشنج متفاوت است برخی از افراد مبتلا به صرع، به هنگام تشنج به سادگی برای چند ثانیه مستقیم خیره می شوند در حالی که برخی بارها و بارها دست و یا پاهای خود را حرکت یا کشش ها ناگهانی می دهند.تشنج به اختلال عملکرد فیزیولوژیک قشر مغز گفته می شود که در آن تخلیه الکتریکی غیر طبیعی و همزمان دسته ای از سلول های مغزی به طور موقت و گذرا ایجاد می شود.به گزارش انجمن صرع ایران، اگر این وضعیت تنها یک بار ایجاد شود یا اینکه در زمینه بیماری دیگری (مانند کمبود کلسیم یا کاهش قند خون) باشد، تشخیص صرع داده نمی شود، بلکه زمانی گفته می شود که این وضعیت'epilepsy' یا 'صرع' است که حملات تکرار شونده باشند.در واقع صرع یک بیماری مزمن است که در آن حمله های تشنج به شکل یا اشکال خاصی هر از چند گاه ایجاد می شود.صرع یک نشانه است و بیماری نیست. هرچند که به عنوان یک بیماری مجرد شناخته و مطرح می شود. تأثیر صرع بر فرد مبتلا گستره های متغیر از حرکت های تشنجی شدید و اختلال های هوشیاری، تا یک احساس خفیف یا قطع شدن کوتاه مدت تفکر طبیعی است و یا حتی یک احساس و رفتار که به سختی مورد توجه دیگران قرار می گیرد.این نشانه ها به دلیل امواج الکتریکی کوتاه مدت و حمله های مغزی است که از بعضی مناطق آن جریان می یابد.صرع انواع مختلفی دارد که بر حسب چگونگی خصوصیات آن از لحاظ بالینی و یا الکتروفیزیولوژیک -که در نوار مغزی نشان داده می شود- طبقه بندی می شود.**شیوع بیماری صرع شیوع صرع در جوامع مختلف بین 1 تا 0،5درصد جمعیت آن جامعه گزارش شده است. صرع در کودکان و سالمندان بیشتر است و در زنان و مردان تقریباً به یک نسبت دیده می شود.دکتر پرویز بهرامی عضو هیات مدیره انجمن صرع ایران با بیان اینکه دومین دوشنبه ماه فوریه به عنوان روز جهانی صرع شناخته شده است، گفت: بر اساس آمار حدود یک درصد افراد جامعه ایرانی یعنی حدود 750 هزار ایرانی به بیماری صرع مبتلا هستند.وی افزود: علت اصلی ابتلا به این بیماری ناشناخته است اما علل مختلفی مانند عفونت های زایمان، دوران نوزادی و شیرخوارگی، ضربه به سر، تومورهای مغزی، تشنج و تب منجر به بروز این بیماری در سنین پائین می شود اما در سنین بالا ابتلا به بیماری های تحلیل برنده مغز موجب ابتلای فرد به صرع می شود.**علل و عوامل صرع:در حدود دو سوم موارد، یا علت خاصی برای صرع پیدا نمی شود (که به آن ایدیوپاتیک می گویند که معمولاً به دلیل ژنتیک بروز پیدا می کنند) در بقیه موارد، به ترتیب علت های زیر مطرح هستند:علت های عروقی (مانند سکته های مغزی، عروق غیر طبیعی)، ناهنجاری های مادرزادی، ضربه های مغزی، تومورهای مغزی، بیماری های تحلیل برنده یا دژنراتیو و عفونت های مغزی مانند آلزایمر .اما علت ابتلا به صرع در سنین مختلف شیوع، متفاوت است. مثلاً در سنین کودکی، علت های ایدیوپاتیک (ژنتیک)، مادرزادی و عفونت ها بسیار شایع تر از علت های عروقی مغز هستند. در صورتی که در سالمندی شایع ترین علت صرع، علت های عروقی (سکته مغزی)، تومورها و سپس بیمارهای تحلیل برنده مغزی هستند.همچنین علت های تشدید تشنج در افراد مبتلا به صرع، رعایت نکردن بهداشت خواب (کم خوابی، بی خوابی، پرخوابی)، بهداشت تغذیه (گرسنگی، کم خوری، پر خوری)، بهداشت روانی (استرس، خشم، هیجان)، بهداشت جسمی (خستگی مفرط، کم آبی،بیماری ها مانند تب، سرما خوردگی و استفاده از مواد مخدر یا محرک است.**تشخیص بیماری صرعبرخی از انواع شایع آزمایش و اسکن هایی که ممکن است مورد استفاده قرار گیرد، عبارتند از:الکتروانسفالوگرافی- همچنین به عنوان EEG شناخته شده است، این دستگاه اجازه می دهد تا پزشکان بر امواج الکتریکی مغز بیمار نظارت کنند. بی نظمی در الگوی امواج می تواند نشانه ای از صرع باشد هر چند استثناء نیز وجود دارد.توموگرافی کامپیوتری- یک تکنیک است که با استفاده از اشعه X نقشه ساختار مغز مشخص می شود. تصویربرداری رزونانس مغناطیسی- این هم یک روش برای نقشه برداری از مغز است اما از امواج رادیویی و آهن ربا به جای اشعه X استفاده می شود. توموگرافی تابش پوزیترون - با این اسکن می توان عملکرد مغز را به جای نقشه ساختار مغز نظارت کرد. در این روش مقدار کمی از مواد رادیواکتیو استفاده می شود. پزشکان ممکن است از تست های دیگری مانند (تاریخچه پزشکی دقیق، آزمایش خون و تست های عصبی) برای کمک به تعیین این که آیا صرع یا چیز دیگری باعث مشکلات شده است، استفاده می کنند.**پیشگیری از صرع پیشگیری از صرع شامل به حداقل رساندن خطرات ابتلا به درد و رنج از وضعیت های زمینه ای است که می تواند به تشنج مزمن منجر شود مانند:-استفاده از کمربند ایمنی یا کلاه ایمنی هنگام رانندگی ( با توجه به CDC )-دریافت مراقبت های پزشکی مناسب، (با توجه به CDC) از جمله مطمئن شوید که ایمن سازی و واکسیناسیون به روز باشد زیرا می تواند به کاهش خطر ابتلا به بیماری ها و عفونت های منجر به صرع، کمک کند- داشتن شیوه زندگی سالم - تغذیه سالم و خواب خوب و پیدا کردن راه دیگری برای به حداقل رساندن خطرات مرتبط با صرع در پیشگیری از صرع موثر است.**تفاوت صرع و تشنج با این که صرع علت بسیاری از تشنج هاست اما صرع با تشنج تفاوت دارد. کودکی که یک بار تشنج کرده است یک کودک صرعی نیست بلکه ممکن است علل بسیار زیادی بتوان برای تشنج او پیدا کرد مثلا ابتلا به تب بالا ممکن است سبب کاهش سطح هوشیاری شودکه به این حالت تشنج ناشی از تب گفته می شود.این تشنج ها نشانه ای از صرع نیستند و معمولاً با افزایش سن محو می شوند و با عواملی مثل گلودرد یا دندان در آوردن ارتباط دارد. خوشبختانه اکثر بچه ها وقتی بزرگ شده و به سن مدرسه می رسند دیگر دچار این تشنج نمی شوند.**مراحل حملات صرع :مرحله اول، تمام عضلات فرد منقبض شده و مثل چوب خشک شده و در پی آن وی به زمین می خورد .مرحله دوم چند ثانیه بعد از مرحله اول دچار تشنج ها و تکان های متعدد در تمام بدن می شود . در این مرحله کف از دهان بیمار خارج شده و ممکن است ادرار و مدفوع وی دچار بی اختیاری شود.مرحله سوم پس از حدود یک دقیقه به حالت اغماء می رود . در انتها فرد به هوش آمده و ممکن است به خواب طبیعی برود .**درمان صرع:معاون روابط بین الملل انجمن صرع درخصوص روش های درمان صرع، گفت: اگر بیماران به مدت 3 تا 5 سال به صورت منظم داروهای خود را مصرف کنند در 60 تا 70 درصد موارد بهبودی حاصل می شود.بهرامی افزود: افرادی که با دارو درمانی بهبود نمی یابند نیاز به جراحی دارند که دراین روش نیز 60درصد بیماران بهبود می یابند.این عضو هیات مدیره انجمن صرع ایران با تاکید بر این که تشخیص کانون و نوع تشنج بسیار مهم است،اظهار کرد: متاسفانه بیماری صرع در برخی موارد به علت تشابه علائم با برخی از بیماری ها مانند سنگ کوب و اختلال خواب اشتباه تشخیص داده می شود که این امر پروسه درمان بیماران را افزایش می دهد.بهرامی در بخش دیگری از سخنانش با بیان این که بیماران مبتلا به صرع نیازمند توجه بیشتر وزارت بهداشت و سازمان های بیمه گر هستند، افزود: هزینه جراحی صرع بسیار بالاست که از عهده برخی بیماران خارج است که متاسفانه هیچ یک از سازمان های بیمه گر هزینه های این جراحی را پوشش نمی دهند.به هر رو درصد قابل توجهی از موارد صرع را می توان درمان کرد یا نیاز به داروهای ضد صرع را کم کرد اما در کل می توان گفت که درمان اصلی صرع، درمان داروئی است. انواع زیادی از داروهای ضد صرع (نسل قدیم و جدید) وجود دارند و بر حسب نوع حمله های صرع، سن، جنس، معاینه بالینی و پاراکلینیک، زینه دارو و شرایط خاص فردی، پزشک نوع داروی مناسب برای فرد را انتخاب و تجویز می کند.طول مدت درمان حداقل 2 الی 5 سال است. نوع و علت صرع، معاینه بالینی و یافته های پاراکلینیک، تعیین کننده مدت زمان درمان است و گاهی سالیان سال و حتی تا آخر عمر نیاز به دارو درمانی وجود دارد. در 25 الی 30 درصد موارد، صرع، مقاوم به درمان داروئی است که در این موارد از جمله روش های غیر داروئی به کار گرفته می شود.**نحوه برخورد با بیمار حین حملهوقتی با بیمار حین حمله تشنج مواجه می شوید، نکات اصلی ذیل را بخاطر بسپارید : -خونسردی خود را حفظ و زمان تشنج را اندازه گیری و از شلوغ شدن اطراف بیمار نیز جلوگیری کنید.-بهتر است بیمار در حین تشنج به پهلوی چپ خوابانیده شود و زیر سر وی متکا یا چیزی نرم قرار گیرد.-تمام وسایل خطرناک همانند میز و صندلی را از اطراف وی دور و یقه و کراوات او را شل کنید. هیچ چیزی حتی هر نوع داروئی را به بیمار نخورانید.-سعی در متوقف کردن تشنج نداشته باشید و تا زمان اتمام تشنج در کنار فرد بمانید.- اگر تشنج بیشتر از پنج دقیقه طول کشید با اورژانس تماس بگیرید.- وقتی فرد هوشیاری خود را به دست آورد به وی اطمینان خاطر دهید.
]]>
اخبار روان شناسی و روانپزشكی Mon, 08 Feb 2016 15:55:10 GMT http://migna.ir/vdcgn39w.ak9n74prra.html http://migna.ir/vdcdx90s.yt0kj6a22y.html
«محمد الماسی» در گفتوگو با ایسنا، اظهار کرد: روانشناسان به تازگی دریافتهاند که افکار هر کسی، مجموع افکار اطرافیانش است و به عبارتی، مثبتاندیشی و یا منفینگری کسانیکه ما بیشترین وقتمان را با آنها میگذرانیم به جد روی رفتار و اندیشههای ما تأثیر میگذارد. این در حالی است که میزان رضایت از زندگی با مثبتاندیشی رابطه مستقیم دارد و یک مسأله درونی است. این روانشناس ادامه داد: «شادی» از شاخصههای رفاهاجتماعی است و برخلاف تصور عام، به دست آوردن آن کار سختی نیست و تنها به نوع نگاه و انتظارات ما از زندگی بستگی دارد. در واقع، افراد شاد زندگی طولانی و سالمتری دارند و احساس خوشایند را بدون تأثیر صرف جامعه و ژنتیک به دست میآورند. وی افزود: ما همواره در پی ازدواج دلخواه، ترفیع شغلی، به دنیا آوردن کودکانی سالم و موفقیتهایی از این دست احساس سرافرازی میکنیم، اما این به تنهایی برای کسب احساس رضایت و شادی در طولانیمدت کافی نیست، چون بزرگترین موفقیتها نیز پس از مدتی عادی جلوه میکند و منطق، جای خود را به احساسات زودگذر میدهد. از اینرو، نمیتوان گفت همه افرادی که از جایگاه اجتماعی بالایی برخوردارند معتمد بهنفس، شاد و سرشار از خوشبختی هستند. الماسی با تأکید بر اینکه احساس رضایت باید درونی و نه بخاطر عوامل بیرونی باشد، تصریح کرد: الگو قرار دادن افراد شاد، تغییر نگرش منفی به مثبت، افراط نکردن در کار، توجه ویِژه به خاطرات و تجربیات خوب، کمک کردن به دیگران (هرچند خیلی اندک) و فعالیتهای اجتماعی عواملی هستند که در طولانیمدت موجبات رضایت افراد از زندگی را فراهم کرده و باعث میشود هیچ وخامتی اوضاع را آنطور که انتظار میرود به هم نریزد. این روانشناس خاطرنشان کرد: تحقیقات نشان میدهد کسانیکه به تجارب و خاطرات خوب خود در گذشته توجه میکنند رضایت بیشتری از زندگی دارند و احساس قدرت بیشتری میکنند. این موضوع همچنین فرد را از نظر روانی به اطرافیانش نزدیک و شادی را تشدید میکند.
]]>
اخبار روان شناسی و روانپزشكی Mon, 08 Feb 2016 14:15:58 GMT http://migna.ir/vdcdx90s.yt0kj6a22y.html http://migna.ir/vdcexp8x.jh8nvi9bbj.html